![]() |
![]() |
|
| زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن... |
|
متن منشورکورش کبير: (( منم کورش،شاه جهان،شاه بزرگ ، شاه دادگر،شاه بابل شاه سومرو اکد،شاه چهار گوشه ی جهان ،پسر کمبو جيه ،شاه بزرگ... نوه ی کورش ،شاه بزرگ... نبيره چيش پيش ،شاه بزرگ... آنگاه که بدون جنگ و پيکار وارد بابل شدم،همه ی مردم گام های مرا با شا دمانی پذيرفتند،دربارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهرياری نشستم ،مردوک خدای بزرگ دلهای پاک مردم بابل را متو جه من کرد... زيرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم اين شهر و سر زمين وارد آيد. وضع داخلی بابل و جايگاه های مقدسش قلب مرا تکان داد... من برای صلح کوشيدم من برده داری را بر انداختم،به بدبختيهای آنان پايان دادم. فرمان دادم که همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نيازارند. فرمان دادم که هيچ کس اهالی شهر را از هستی ساقط نکند. مردوک خدای بزرگ از کردار من خشنود شد... او برکت و مهربانی اش را ارزانی داشت . ما همگی شادمانه و در صلح و آشتي مقام بلندش را ستوديم... من همه شهرهايی را که ويران شده بود از نو ساختم . فرمان دادم تمام نيايشگاههايی را که بسته شده بود،بگشايند. همه خدايان اين نيايش گاه هارا به جای خودبازگرداندم. همه مردمانی را که پراکنده و آواره شده بودند،به جايگاه های خود برگرداندم. خانه های ويران آنها را آباد کردم .هم چنين پيکره های خدايان سومر واکد راکه نبونيد بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود ،به خشنودی مردوک خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نياش گاه های خودشان بازگرداندم ،باشد که دلها شاد گردد. بشود که خدايانی که آنان را به جايگاه های مقدس نخستين شان بازگرداندم ،هر روز د رپيشگاه خدای بزرگ برايم زندگانی بلند خواستار باشند.... من برای همه مردم جامعه ای آرام مهيا ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا کردم.)) واقعاکه در ۲۵ قرن پيش همچين مرد بزرگی با اين پندارو کردار به پيامبری بزرگ می ماند . پيامبری که حامل پيام صلح آرامش است. و پرچمدار آزادی فکر ،مذهب و ازهمه مهمتر حامی حقوق بشر می باشد. روانش شاد و يادش جاويدو گرامی باد. ( نیک اندیش باشید ) |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه پنجم تیر 1384ساعت 11:3 توسط حميدرضا شجاعی نیا |
|
|
صفحه نخست پروفایل مدیر وبلاگ پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
... حرفهایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نميگوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرفهایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمیآورند. حرفهایی شگفت _ زیبا و اهورایی همینهایند و سرمایهی ماورایی هرکسی به اندازهی حرفهایی است که برای نگفتن دارد. حرفهایی بیتاب و طاقتفرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیدهاند. کلماتی که پارههای " بودن " آدمیاند ... معلم شهید دکتر علی شریعتی ----------------------- نامم را در پايان هر پست آوردهام. سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيهدار و بيدردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بيدرد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم. و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیهدار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجرهای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم. اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال ميشوم كه برايم بنويسيد. shojaeinia@gmail.com |
|
RSS
|