تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید

انتخابات با طعم سيب‌زميني يا انتخابات با صداي تنبك!!!


داستان انتخابات رياست‌جمهوري دهم به مراحل مهيج! و ديدني! خودش داره نزديك مي‌شود.
ظاهرا با بالا رفتن تب انتخابات حرفهاي جالبي خواهيم شنيد كه نمونه‌هاي اوليه آن روانه اجتماع شده است.
يكي وعده جمع‌آوري گشت ارشاد را مي دهد (چگونگي‌اش بماند) – ديگري با استراتژي ناشناخته ولي فوق‌مؤثر! سيب‌زميني وارد ميدان شده – آن يكي هم اعلام كرده برنامه‌هايي دارد كه مردم با اطلاع از آنها  "تنبك زنان" به او راي خواهند داد!!!
اينطور پيش برود در آينده كانديداهاي محترم براي عقب نماندن از يكديگر احتمالا وعده‌هاي ديگري خواهند داد كه از حالا مشتاقانه گوش هایمان را تيز كرده ايم تا با شنيدنشان اندكي مشكلات و بدبختيهايمان (كه ظاهرا هيچكدام از كانديداهاي محترم راه‌حل عملي برايشان ندارند) را از ياد ببريم . وعده هایی از قبیل مثلا وعده‌ي جمع‌اوري دوربين هاي سرعت سنج پليس راه و جمع‌آوري سرعت‌گيرهاي متعدد!!؟!! و يا توزيع كود باغ و باغچه و پخش تراول چك! و پرداخت مطالبات آينده‌ي معلمان!!! و از اين دست حرفهای جذاب و صد البته ناممکن!!! تا از حالا الي روز انتخابات تنبك كه هيچ ، با انواع ادوات موسيقي دیگر همچون قره‌ني – ساكسيفون – زنبورك – سازدهني - ... براي كانديداهاي محترم كه ما را عزيز مي‌دارند بنوازيم و حركات موزون انجام دهيم و در صورت لزوم  يقه‌دراني كنيم و توي سر هم بزنيم.
شما چه مي‌كنيد؟؟؟

برنامه هایی داریم که مردم «تنبک زنان» به کروبی رای بدهند

توزيع سيب‌زميني رايگان با چه هدفي؟

در صورت پیروزی گشت های ارشاد را جمع آوری می کنم

+ نوشته شده در جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت 17:38 توسط حميدرضا شجاعی نیا |

داستان آنتن ماهواره در کشور ما

حكايت آنتن ماهواره و ممنوعيت استفاده از آن در كشور ما شده حكايت طنزي كه نه استفاده‌كنندگان آن و نه جمع‌آوري كنندگانش نمي‌دانند تا كي به اين شكل ادامه خواهد داشت. از يك طرف دادسخن از آن مي‌رود كه اين ابزار موجب تهاجم فرهنگي است و ... و از طرف ديگر صدا و سيماي ما كانالهاي ماهواره‌اي متعدد راه‌اندازي مي‌كند. اگر گفته شود كه اين كانالها را براي خارج از كشور راه‌اندازي مي‌كنند ، پخش برنامه‌هاي 16 كانال استاني ، كه فلسفه وجودي آنها براي محدوده يك استان مي‌باشد ، بر روي شبكه های ماهواره اي که آلات فسق و فجور می باشند ، چه توجيهي دارد؟ و از آن مهمتر چه فيلم و تصوير مستهجن و ضداخلاقي كه موجب تهاجم فرهنگي ميشود؛ را شبكه‌هاي ماهواره‌اي مي‌خواهند نشان بدهند كه از آن بدترش براحتي در جامعه قابل تهيه نيست؟؟؟


همچنين برخورد مامورين جمع‌آوري كننده اين تجهيزات هم خودش حكايتي‌ست ديدني! كه نمونه‌اش را ديروز من ديدم.
ظهر كه شهريار را از مهدكودك گرفتم و به جلوي آپارتمان رسيدم يك پيكان با پلاك قديمي!!!(ظاهرا تردد ماشين‌هاي مجريان قانون! بلااشكال است.!!!) و يك سرباز جلوي آپارتمان كه در حال له و لورده كردن تعدادي ديش (كه از آپارتمان مقابل ضبط كرده بودند)  بود. من هم نگاهي به اين صحنه انداختم و به خانه رفتم. 10 دقيقه‌اي نگذشته بود كه زنگ واحد ما به صدا درآمد و هنگامي در را باز كردم دو مامور ديدم كه با ارائه حكم دادستاني خواستار همكاري براي جمع‌آوري تجهيزات دريافت ماهواره بودند. (منم به عنوان مدير مجموعه ملزم !!! به همكاري بودم)


خلاصه‌ي ماجرا اينكه مامورين ياد شده برخورد مناسب و معقولي داشتند و نكته‌اي كه جلب توجه مي‌كرد اين بود كه در مقابل اضطراب 2 تا از خانمهاي واحدهاي مجموعه ، مدام تاكيد داشتند كه "موردي نيست" "مشكلي نيست" و به نوعي اين حس در من ايجاد شد كه آنها هم خودشان مي‌دانستند چه كار بيهوده‌اي را دارند انجام مي‌دهند ولي مامورند و ... (سوالي كه نشد بپرسم اين بود : اگر موردي نداشته و مشكلي نبوده ؛ پس آنها آمده بودند براي چه؟؟؟)

+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 18:57 توسط حميدرضا شجاعی نیا |


در پاسخ به مطالب بالا كه كامنت يكي از خوانندگان وبلاگ بوده است بايد عرض كنم:
دوست عزيز معلمين علاوه بر ناليدن خيلي كارهاي ديگر هم بلدن!!! كه از جمله مي‌توان به اعتراض در مقابل تضییع حق و نيز تربيت نسلهاي اين مملكت كه شما هم جزو آنها هستيد اشاره كرد، كه البته بايد اعتراف كرد در انجام وظيفه آخر كوتاهي كرده‌اند!!!
دوست عزيز من نمي‌دانم شما چقدر حقوق مي‌گيريد كه بگويم كم است يا زياد (برخلاف شما که می دانید ما چقدر حقوق و مزایا و پاداش و بن و کارانه و ... دیون و معوقات و.... می گیریم؟؟!!!!)، ولي مهمتر اين است كه حق هر انساني است كه در ازاي انجام وظايف معمول و متعادلي كه برايش تعريف شده حقوقي دريافت نمايد كه نيازهاي زندگيش برطرف شود و كرامت انساني او حفظ گردد، حال هر شغلي كه مي‌خواهد داشته باشد و بعبارتي چرا شما و يا ديگران بايد  " از كله سحر تا بوق سگ سر كار " باشن و باز هم كميتشان لنگ بزند؟ و اگر اینگونه هست بخاطر تعطیل شدن مدرسه و ۳ ماه تعطیلی هست؟!!!
دوست محترم ؛( تابستان 3 ماه است نه 4 ماه) اگر عده‌اي در اين كشور در انجام وظايفشان در تامين وسائل رفت و آمد عمومي براي مردم كوتاهي مي كنند كه با ريزش كمي برف معضل ترافيك و غيره ايجاد مي‌شود و آنها هم راه ساده اما غيرمنطقي تعطيلي مدارس را برمي‌گزینند ، معلمين نالان! مقصر مي‌باشند؟
دوست گرامي ؛ من درك مي‌كنم كه فشار كار و سختيهاي زندگي  و شغلي اينچنين عرصه را بر شما تنگ كرده كه گوشه كنايه‌هاتان را نامنصفانه به سمت معلمين سوق داده‌ايد ، اما بدانيد كه من و ديگر همكاران معلمم در وجود مشکلات و محرومیتهایمان ، هيچگاه نه شما و نه ساير كارمندان را مقصر نمي دانيم ، مقصري اگر هست باز هم ما معلمان هستيم كه در انجام وظايف تربيتي و آموزشي‌مان كوتاهي كرده‌ايم! و تا هر جا مراسم و برنامه‌اي بوده ، بواسطه زياد بودنمان به ظاهر مورد تكريم قرار گرفتيم و ما هم ساده‌لوحانه سر خم كرده و بدون تفكر و عبرت‌آموزي از گذشته، فرياد زنده‌باد و مرده‌باد سر داديم و مشت برهوا برديم و يا با هيجان كف زديم.
ما مقصريم كه افرادي را بد تربيت كرديم و بعد هم اينها پا بر دوشمان نهاده به پست و مقام رسيده‌اند و شده آنچه كه مي‌بينيم. راست مي‌گويي، ولي ما ناليديم و وضع عده‌اي ديگر!!! بهتر شد. ما اعتراض كرديم و حقوق و مزاياي عده‌اي ديگر!!! افزايش يافت. ما ...! آيا اين كار بدي بوده؟؟؟
دوست عزيز ناله ما خيري اگر براي ما نداشته ، خيلي‌ها را دلشاد كرده و به جايي رسانده!!! همان دانش‌آموزاني كه در فهم ساده‌ترين مطالب درسي مشكل داشتن و عطاي درس‌خواندن را به لقايش بخشيدن ، الان كسي شده‌اند و برای من و شما تصمیم گیریهایی می کنند کارشناسانه!!! ... بگذريم.
تا به‌حال پيش نيامده بود كه من به كامنتي جواب بدهم ، اما اين مورد كه به ناحق همه‌ي همكارانم را مورد خطاب قرار داده، استثنائي است كه بر خود لازم ديدم در دفاع از همكاراني كه مي‌دانم چگونه با معضلات متعدد (كه مشكل مادي كوچكترينش است) سر و كار دارند و دست و پنجه نرم مي‌كنند (همچون بي‌حرمتي‌هاي مختلف – بيماريهاي مزمن شغلي - ...) توضيحاتي را در كنارش بنويسم. (ايشان اگر وبسايت يا ايميل‌شان را گذاشته بودند ، ناگفته های ديگري را خدمتشان تقديم مي‌كردم)

+ نوشته شده در سه شنبه یازدهم فروردین 1388ساعت 18:26 توسط حميدرضا شجاعی نیا |

دو شگفتي از شگفتي‌هاي ايران ما!!!


از يك طرف صحبت از خصوصي‌سازي بانكها و فروش پرهياهوي سهام بانك ملت (هرچند فقط 5 درصد!)  واز طرف ديگر ايجاد بانك دولتي سينا (همان موسسه مالي اعتباري بنياد مستضعفان اسبق و موسسه مالي اعتباري سينا سابق) و بانك قرض‌الحسنه مهر و پست‌بانك و...


• ادعاي آمارگيري دقيق مسافران نوروزي توسط سازمان ميراث فرهنگي و گردشگري ، كه اعلام ‌كرد در 4 فروردين امسال هفت ميليون ودويست وسي و دو هزار و هفتصد وسه نفر(7432703 ) به مسافرت نوروزي رفتند(خيلي دقيقه نه؟!؟!؟ چطوري اين آمار را گرفتند و روز پنجم عيد در تلويزيون اعلام مي‌كردند ، منم حيرانم!!!) و از طرف ديگر طبق گفته يكي از نمايندگن مجلس  آمار دقيق كاركنان وزارت آموزش و پرورش مشخص نيست؟؟!!! (بله درسته!! وزارت خانه اي كه حقوق مي‌دهد ولي آمار دقيق پرسنلش را ندارد.!!! یک روایت می گوید یک میلیون و صد هزار نفر و روایتی دیگر می گوید یک میلیون و دویست وپنجاه هزار نفر!!! ماشالله به این همه دقت!!! بيخود نيست كه هرسال كسر بودجه مي‌آورد. شايد اينطوري حكمتي دارد كه ما و خيلي‌ها نبايد بدانيم!!؟!)


 شما هم دقيقتر نگاه كنيد از اين شگفتيها خواهید دید و صد البته توجه داشته باشید که بزرگان گفته اند: " آمارها دروغ نمی گویند ، ولی دروغگوها آمار می سازند."


***  هشدار:  مراقب باشید تا جوانان منحرف نشوند ،رفت و آمد هاي فاميلي و دیدن فیلمهای نوروزی را ترک کنید.!!! 

"هر سال در نوروز وسايلي فراهم مي شود که ممکن است جوانان ما را به انحراف سوق دهد، يکي از اين وسائل فيلم هاي نوروزي و ديگري رفت و آمد هاي فاميلي است." (اگر این خبر مو جب شگفتی شما شده ، متن کامل و اینکه گوینده آن کیست  را از خبرگزاری ایسنا اینجا بخوانید.)

+ نوشته شده در شنبه هشتم فروردین 1388ساعت 17:11 توسط حميدرضا شجاعی نیا |

درددلهای آغاز سال؟!

روزهای ملال آور عید (همیشه برای من روزهای قبل از تحویل سال، نشاط آورتر از روزهای بعد از تحویل سال بوده است) امسال با برنامه های تلویزیون ، تبدیل به روزهای شکنجه و عذاب شده است.

فیلمهای بسیار سطحی و بی مایه که هیچ چیزی در آنها پیدا نمی شود، نه هیجان - نه تکنیک - نه داستان - نه دیالوگ -  .... خلاصه تلویزیون ما هم کاملا شبیه سایر چیزهایمان شد!!!! کمیت حرف اول را می زند و کیفیت هم اصلا حرف نمی زند.

۸ تا کانال را که دور بزنیم جز برنامه های حیات وحش (که آنها هم تکراری شده اند) چیز دیگری برای دیدن نمی توان یافت. حتی اخبار مملکت هم تعطیل شده است و شبکه خبر به گزارش ایرانگردی های کلیشه ای و یکنواخت می پردازد. (ظاهرا افغانستان و عراق و فلسطین و سایر ممالک بدبخت هم این روزها تعطیل کرده اند؟!!؟)

از اینها گذشته چشممان به جمال انواع خواننده های محترمی روشن شد که نه شعرشان چنگی به دل می زد و نه آهنگشان فقط مدلهای مختلف موهایشان بد نبود و می توانست مورد توجه و بحث و گفتگو ...!!! قرار بگیرد.(انصافا من یکی سردرنیاوردم که چرا بسیاری از موزیکها و ترانه های آنورآبی ها که بعضا دارای شعر فاخر از شعرای بزرگ و آهنگ قوی از آهنگسازان باسابقه هست ، بدهستند و این کلمات شعرگونه ی بی سرو ته و بی معنی و آهنگهای زجرآور مجازند و قابل پخش؟؟؟؟ شما می دانید چرا؟؟؟) با این اوصاف چگونه در مدارس به موهای دانش آموزان و یا در چهاراه ها به موههای جوانان  گیر می دهند که چرا این مدل یا آن مدل هست؟ بیچاره دانش آموزان که گناهی ندارند از دانشگاه جامعه (صداوسیما) الگوبرداری کرده اند.

براستی این جعبه ی جادویی نهایت شاهکار هنری و آموزشی و اجتماعی و طنز و ... را در روزگار عید مقابل دید بینندگان محروم از ماهواره اش !!! قرار داده است. می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست! خدا کند اینگونه نباشد وگرنه وای به حالمان!!!

+ نوشته شده در سه شنبه چهارم فروردین 1388ساعت 8:39 توسط حميدرضا شجاعی نیا |