تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

این هم اشتغالزایی اصولی و زیربنایی نفت و بنزین برای جوانان یک کشور نفت خیز!!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 19:46  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

پیشروتر از زمان؟؟!!!

امروز يك بسته پستي آمد كه تصوير برچسب آدرس آن را مشاهده مي‌كنيد.
نكته‌اي كه توجهم را جلب كرد تاريخ درج شده بر روي آن بود (30/8/86) در حالي كه امروز 28/8/86 هست و قاعدتا اين بسته ديروز تحويل پست شده است. حالا بر چه اساس تاريخ چند روز جلوتر بر روي آن درج شده است، مسئله‌اي است كه پاسخي برايش نيافتم مگر اينكه بگوييم: پست در كشور ما از زمان جلوتر است.!!!!( مثل خيلي چيزهاي ديگر ، همچون تاريخ توليد بعضي محصولات غذايي ، تعدادي نشريات از نوع زرد ، ...)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم آبان 1386ساعت 11:33  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

 واقعا می توانیم خودمان را مسلمان بنامیم؟

چرا یک جوان (یک انسان) در جامعه ما مجبور به این کار میشود؟

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم آبان 1386ساعت 18:47  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

پدرسوخته‌ها !!!


ديروز در مهرگان با يك دوست گپ مي‌زديم و از هر دري سخن، تا صحبتمان رسيد به وضعيت جامعه و خصوصيات نسل جوان فعلي و نيز مشكلات مشهود در جامعه (كه انصافا  شرايط بي‌هويتي و سرگشتگي و سطحي‌نگري بخش بزرگي از جوانان و نسل 3و4 دل هر دلسوزي را به درد مي‌اورد) به ياد پستي كه چندي پيش در وبلاگم گذاشته بودم با عنوان "نسل سوخته" افتادم و به ذهنم رسيد كه مشكل در اين جوانان نيست! بلكه مشكل ما بوديم و هستيم كه نسل سوخته‌ايم !
خب وقتي ما كه پدران نسل فعلي هستيم ، نسل سوخته‌ايم ، طبيعتا نسل جديد هم كه فرزندان ما هستند مي‌شوند "پدرسوخته"!!! (ناگفته نماند که مادران نسل فعلي هم كمتر از ما بي‌تقصير نيستند!؟!؟)

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 17:19  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

           ***مقصر کیست؟        

k38xwi9iirit6pt0zxkz.jpg

به گزارش سازمان جهاني هواپيمايي كشوري " ايكائو " توجه كنيم . اين سازمان اومده آمار سوانح هوايي كشور ها رو در يك پروسه زماني ، يعني از سال ۱۳۵۸ تا ۱۳۸۶  بررسي نموده است . كه متآسفانه در اين مدت ما ۱۳۸۲ نفر كشته در سوانح مختلف هواپيمايي داشته ايم . به همين دليل   آمار سوانح  هوايي  ايران رتبه اول را كسب كرده است .    نكته جالب در اين بررسي اين است كه كشورهايي چون تركيه ، قطر ، كويت ، امارات ، سوريه ، عمان كه سه برابر ما حجم پرواز هاشون است .  تا حالا هيچ سانحه اي كه منجر به فوت بشه نداشتند !!  ما فقط يك قلم در پانزده سانحه غير نظامي ۱۳۶۵ نفر كشته داشتيم .  

                                                                                                     

حدود 20 درصد جمعيت كشور به‌نوعي دچار يكي از انواع اختلال رواني خفيف تا شديد هستند.             (اصل خبر را اینجابخوانید)                                                                                                  ***واقعا علت چیست؟ کاش اینجا هم با همچون قیمتها با سایر کشورها مقایسه می شدیم؟

آقای حداد عادل: تاریخ از دیگر ارکان هویت ملی است که برای خود نمادهایی دارد؛ از جمله پرچم ملی و سرود ملی و سرودهایی مانند ای ایران. من هیچ عیبی نمی بینم که جماعت متدین و حزب الهی ها نیز این سرود را بخوانند،(اصل خبر را اینجا بخوانید)

***مگر تا حالا کسی می گفته عیبی داره؟ (تا آنجایی که حافظه مان یاری می کند این سرود در ایام مختلف و زمان جنگ زیاد مورد استفاده قرار می گرفته است)

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم آبان 1386ساعت 17:12  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
آدم گاهی به مطالبی بر می خوره که فهمیدنش خیلی آسان نیست.

دلیلش هم اینه که این روزا یک جور نیت می کنیم جور دیگری حرف می زنیم و یک شکل دیگه هم عمل می کنیم!!!

نمونه اش این خبر هدف از طرح حذف کنکور، حذف کنکور نیست  پس مثلا میشه گفت هدف سرکار گذاشتن جوانان و والدین اونهاست یا هدف رای گرفتن است یا اصلا هدفی در کار نیست می خواهیم ما هم یک کاری کرده باشیم یا ...

 یک مطلب چالشی هم امروز خواندم که لینکشو می گذارم تا دوستان هم بخونن و اگر دوست داشتن نظرشونو بدن و اون این بود که دانشجويان پيرو خط امام يک عذرخواهي بدهکارند مطلبی قابل تامل و دارای جای بحث فراوان.

این سخنان دکتر صادق زیباکلام هم به نوعی قابل توجه هست که گفته: زیباکلام: ضديت با امريكا هيچ چيز جز ضرر نداشته است

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم آبان 1386ساعت 14:37  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

چرا؟

فكر مي‌كنيد چرا مردمي كه در فقر دست و پا مي‌زنند و فرزندانشان دچار سوءتغذيه هستند،  اينگونه شير را به موشهاي يك معبد هديه مي‌كنند؟؟؟؟؟!؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 19:35  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

هنگامي كه «عموسبزي‌فروش» سرود ملي ايران مي‌شود!!!


اين داستان جالب و حقيقي ، مربوط به دانشجويان ايراني است که دوران سلطنت «احمدشاه قاجار» براي تحصيل به آلمان رفته بودند و آقاي «دکتر جلال گنجي» فرزند مرحوم «سالار معتمد گنجي نيشابوري» آن را نقل کرده‌اند:

"ما هشت دانشجوي ايراني بوديم که در آلمان در عهد «احمد شاه» تحصيل مي‌کرديم. روزي رئيس دانشگاه به ما اعلام نمود که همۀ دانشجويان خارجي بايد از مقابل امپراطور آلمان رژه بروند و سرود ملي کشور خودشان را بخوانند. ما بهانه آوريم که تعداد‌مان کم است. گفت: اهميت ندارد. از برخي کشورها فقط يک دانشجو در اينجا تحصيل مي‌کند و همان يک نفر، پرچم کشور خود را حمل خواهد کرد، و سرود ملي خود را خواهد خواند.
چاره‌اي نداشتيم. همۀ ايراني‌ها دور هم جمع شديم و گفتيم ما که سرود ملي نداريم، و اگر هم داريم، ما به‌ياد نداريم. پس چه بايد کرد؟ وقت هم نيست که از نيشابور و از پدرمان بپرسيم. به راستي عزا گرفته بوديم که مشکل را چگونه حل کنيم. يکي از دوستان گفت: اينها که فارسي نمي‌دانند. چطور است شعر و آهنگي را سر هم بکنيم و بخوانيم و بگوئيم همين سرود ملي ما است. کسي نيست که سرود ملي ما را بداند و اعتراض کند.
اشعار مختلفي که از سعدي و حافظ مي‌دانستيم، با هم تبادل کرديم. اما اين شعرها آهنگين نبود و نمي‌شد به‌صورت سرود خواند. بالاخره من [دکتر گنجي] گفتم: بچه‌ها، عمو سبزي‌فروش را همه بلديد؟. گفتند: آري. گفتم: هم آهنگين است، و هم ساده و کوتاه. بچه‌ها گفتند: آخر عمو سبزي‌فروش که سرود نمي‌شود. گفتم: بچه‌ها گوش کنيد! و خودم با صداي بلند و خيلي جدي شروع به خواندن کردم: «عمو سبزي‌فروش . . . بله. سبزي کم‌فروش . . . بله. سبزي خوب داري؟ . . . بله.» فرياد شادي از بچه‌ها برخاست و شروع به تمرين نموديم. بيشتر تکيۀ شعر روي کلمۀ «بله» بود که همه با صداي بم و زير مي‌خوانديم. همۀ شعر را نمي‌دانستيم. با توافق هم‌ديگر، «سرود ملي» به اين‌صورت تدوين شد:

عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سبزي کم‌فروش! . . . . بله.
سبزي خوب داري؟ . .  بله.
خيلي خوب داري؟ . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.
سيب کالک داري؟ . . . بله.
زال‌زالک داري؟ . . . .  بله.
سبزيت باريکه؟ . . . . . بله.
شبهات تاريکه؟ . . . . . بله.
عمو سبزي‌فروش! . . . بله.

اين را چند بار تمرين کرديم. روز رژه، با يونيفورم يک‌شکل و يک‌رنگ از مقابل امپراطور آلمان، «عمو سبزي‌فروش» خوانان رژه رفتيم. پشت سر ما دانشجويان ايرلندي در حرکت بودند. از «بله» گفتن ما به هيجان آمدند و «بله» را با ما همصدا شدند، به‌طوري که صداي «بله» در استاديوم طنين‌انداز شد و امپراطور هم به ما ابراز تفقد فرمودند و داستان به‌خير گذشت."

فصلنامۀ «ره‌ آورد» شمارۀ 35، صفحۀ 286 – 287

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:43  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

كتابفروشي‌هاي ثالث، شهر كتاب ونك، ويستار و بدرقه جاويدان و روشن و دروس از سوي اداره اماكن تهران (بدلیل تداخل صنفی!!!) پلمپ شدند.

به نظر مي‌آيد از كتاب مهجورتر و از كتابخوان محروم‌تر و از كتابفروش مظلوم‌تر ، در ايران پيدا نمي‌شود.
وگرنه با اين همه تداخل صنفي كه وجود دارد(فروش ميوه در مقابل پارچه‌فروشي و .... هزاران نمونه ديگر ) يكراست نمي‌رفتند سراغ چهارتا كتابفروشي و درشان را به بهانه تداخل‌صنفي پلمپ (با اقتدار تمام) نمي‌كردند.

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 19:15  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
رسالت فرهنگي رسانه ملي چه شده است؟
من كه از حكمت پخش بعضي فيلمها و سريالهاي رسانه ملي ( صدا و سيماي سابق يا همان راديو تلويزيون اسبق) سردرنمي‌آورم.
از فيلمهاي بزن بزن (مثلا رزمي، ولي تخيلي!!!) كه موجب تهييج و تشويق عده‌اي جوان و نوجوان براي لت‌وپار كردن يكديگر مي‌شود، كه آثارش را در درگيريهاي بي‌دليل خياباني به وفور مي‌بينيم، تا نوع ملايمش اين سريال يانگوم(جواهري در قصر سابق!!!) كه لحظاتي از آن را در جمع سينه‌چاكانش به اجبار ديده‌ام، و همچنان برايم ابهام دارد كه اين سريالها چه پيامي و يا چه تكنيك ويژه سينمايي و يا ....دارند كه اينچنين رسانه ملي هر هفته با تبليغ فراوان به نمايش آن (و صد البته موارد مشابه ديگر) مي‌پردازد.
سريالي كه معلوم نيست سرگذشت يك دربار حكومتي است يا دانشكده پزشكي يا مدرسه آشپزي يا .... ويا جمعي‌زنانه(با پوزش از خانمهاي محترم) كه دارند سبزي‌پاك مي‌كنند و ...؟!!؟!! .
نمايش زندگي حاكماني كه بي اعتنا به مردم كشور ،تمام هم و غمشان اين است تا بهترين غذا برايشان فراهم شود و درگير مسائل خاله خان‌باجي بازيهاي سخيف و بي‌معنا هستند و در اين بين مردم آن جامعه ظاهرا در حد بالاي ارج و قرب و تحصيلاتشان، تازه مي شوند نوكران حاكم و خانواده‌اش و اطرافيان ، واقعا چه نتايج مثبتي مي‌تواند براي جامعه ما داشته باشد؟(و متاسفانه مسئولين محترم رسانه ملي با صرف هزينه‌هاي كلان، تيم خبري به كشور كره مي‌فرستند تا با هنرپيشه‌هاي سريال مصاحبه كنند و غيره.)
براستي دانشگاه فرهنگ جامعه (صدا و سيما) اينگونه مي‌خواهد فرهنگ‌سازي كند؟
مبادا كه ترس از تهاجم فرهنگي غرب ، ما را گرفتار گرداب تهاجم بي‌فرهنگي شرق و شرق‌ِدور كرده باشد؟!؟!!
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 10:1  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

گوشه‌اي از آنچه در كشور مهروماه، ايران مي‌گذرد.!!!

پیدا شدن جسد نوزادی در جوی آب

قتل دلخراش فرزند از سوی مادر

پسر جوان در آتش کينه دو باجناق سوخت

دختر جوان قرباني خشم ناپدري

صدایی مرموز دستور قتل خواهرم را داد!

فرونشستن خشم مادر با قتل فرزند 10 ساله اش

آيا واقعا اينجا ايران است؟ ايراني كه اگر پيشرفته نبود، اگر مدرن نبود، اگر مشكلات داشتيم به آن دلخوش بوديم كه روابط انساني داريم و ومردم همنوع دوستند.
براستي چه بر سرمان آمده...؟
غرب بر ما اين چنين كرده يا شرق؟
اينبار گناه را بر گردن كه بياندازيم؟
چرا وقتی دور و بر خودمان را نگاه می‌كنیم تنها یك مشت آدم عصبی، غمگین و افسرده می‌بینیم كه انگار طلب جد و آباد خود را از همه دارند؟
این همه بداندیشی، عصبیت و طلب از كجا آمده است؟
چرا خشونت كلامی بشدت در جامعه رایج شده است؟كه دقیقا همطراز خشونت فیزیكی است، البته اگر بدتر نباشد.
هر روز، هر دقیقه و هر لحظه. یكی سعی می‌كند توی صف از تو جلو بزند، یكی جلوی باجه بانك می‌خواهد پولش را زودتر بگیرد، یكی توی ترافیك به هر زور و زحمت سعی می‌كند از تو جلو بزند... و خوردن حق ديگران، شده نشان افتخار و تسكين دردها؟
چرا كم تحمل شده‌ايم؟
چرا داريم "آدم بودن" را از ياد مي‌بريم؟
واقعا چه بر سر این جامعه آمده است؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 18:3  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

تبلیغات زرد یا تحمیق مردم در شرايط هركي هركي؟؟!!؟!

كنكور

اين عكس از صفحات اول كتاب تست شيمي۳ يكي از موسسات كنكور كه شب و روز در تلويزيون ادعاي معجزه گري ميكند مي باشد  كه از مهر ماه در بازار بوده است.

آقايان براي بازار گرمي (ودر واقع توهين به شعور مردم)  مدعي شده اند كه اين كتاب آنقدر مفيد است كه ۳بار در يك ماه تجديد چاپ شده است آنهم در ماهي كه (آبان) هنوز نرسيده بود!!!!

واقعا كه!!!

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت 20:21  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM