تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...
اسم این کار چیست؟ (تقلب یا زیرکی یا ...)
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم مهر 1386ساعت 16:51  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
کسی می تواند توضیح دهد که :  اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي چیست؟ چون هرکس می خواهد حکمی صادر کند از این جمله استفاده می کند. به نظر می رسد این جمله هم خیلی مظلوم واقع شده است. خبر زیر را بخوانید بهتر متوجه عرایضم می شوید.
 
هم اكنون اكبر نعمتي داماد خواهر استاندار مديركل دفتر امور شهري و روستايي استان را برعهده دارد. ابوالفضل معصومي فر برادر همسر استاندار قزوين نیز مدیر کل صداو سیمای این استان را بر عهده دارد.
استاندار قزوين طي حكمي همسرش را به عنوان مشاوراستاندار و مديركل دفتر امور خانواده و بانوان استانداري قزوين منصوب كرد.
به گزارش الف از قزوين، در حكم سيد احمد نصري خطاب به معصومه معصومي‌فر آمده است : "نظر به سوابق ارزنده جنابعالي درامورفرهنگي و مديريت آموزشي وآشنايي با مسايل در بخش بانوان بموجب اين حكم شمارا بعنوان مشاور استاندار ومدير كل دفتر امور خانواده و بانوان منصوب مي نمايم.اميداست درراستاي رسيدن به اهداف نظام مقدس جمهوري اسلامي موفق و مويد باشيد".
براساس اين گزارش، استاندار قزوين در ابتداي مسووليت خود پس از مدتي در ارديبهشت 1385 فاطمه رزازيان را به عنوان مشاور خود در امور بانوان منصوب كرد كه وي پس از حدود چهار ماه در اول شهريور ماه به دليل مشكلات شخصي استعفاء داد.
شايان ذكر است، هم اكنون اكبر نعمتي داماد خواهر استاندار مديركل دفتر امور شهري و روستايي استان را برعهده دارد. ابوالفضل معصومي فر برادر همسر استاندار قزوين نیز مدیر کل صداو سیمای این استان را بر عهده دارد.
قبلا منوچهر متکی وزیر امور خارجه نیز طی حکمی به همسر خود، وی را به سمت مدیر کل حقوق بشر و زنان وزارت خارجه منصوب نموده بود.
فاطمه واعظ جوادی معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان حفاظت از محیط ‌زیست نیز قبلا طی حکمی از همسر خود برای مشاورت و بازرسی در این سازمان دعوت به همکاری کرده بود.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 20:41  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

استاندار سمنان گفت: اعتقادم بر اين است كه مشكلات فرهنگيان رفع شده و قبول نداريم اين قشر با مشكل مالي و معيشتي خاصي مواجه هستند. 
علي عبدالهي علي آبادي امروز در اولين نشست رسانه‌اي خود با خبرنگاران، در پاسخ به سئوال فارس كه پرسيد «مشكلات متعدد فرهنگيان استان سمنان و كسري بودجه ميلياردي سازمان آموزش و پرورش اين استان بالاخره چه زماني رفع خواهد شد» افزود: در سال‌هاي اخير تحول اساسي در پرداختي‌هاي فرهنگيان رخ داده است و ما از ابتدا هم اعتقاد نداشتيم كه فرهنگيان مشكل جدي دارند.

***همکاران عزیز فرهنگی  آیا دیگر حرفی برای گفتن دارید؟!؟!!

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مهر 1386ساعت 17:38  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

شاد باشید که جشن مهرگان آمد                   بانگ و آوای ِدَرای ِکاروان آمد

کاروان مهرگان از خَزران آمد                   یا ز اقصای بلاد چینستان آمد

نا از این آمد، بالله نه از آن آمد                   که ز فردوس برین وز آسمان آمد

مهرگان آمد، هان در بگشاییدش                  اندر آرید و تواضع بنماییدش

از غبار راه ایدر بزداییدش                        بنشانید و به لب خرد نجاییدش

خوب دارید و فرمان بستاییدش                  هرزمان خدمت لختی بفزاییدش

(منوچهری دامغانی)

 

مهرگان آن روي سكه نوروز

 

 آن‌ گاه كه سالنماي زرتشتيان روز مهر از ماه مهر را نشان مي‌دهد ، مهرگاني ديگر از راه مي‌رسد. مهرگاني از راه مي‌رسد كه اگرچه امروز تنها يكي از جشن‌هاي ماهيانه زرتشتيان به شمار مي‌رود اما ديروز شكوهش با نوروز برابري مي‌كرد و گستره‌ي آن به سبب پيوندش با آيين مهر و ميترا از خاور تا باختر اين كره‌ي خاك را درنورديده بود و صد افسوس كه با تمام اين فر و شكوه در هزار توي تاريخ پرفراز و نشيب اين سرزمين، گرد فراموشي بر رخسار گرفت و امروز تنها اقليتي ديني در داخل و اقليتي قومي در خارج از كشور اين ميراث كهن را نگاهبانند

در سالنماي زرتشتيان هر روز ماه، نامي دارد كه نام‌هاي دوازده ماه نيز در ميان آنها ديده مي‌شود و يكي شدن نام‌هاي روز و ماه جشن گرفته مي‌شده است. در ميان جشن‌هاي ماهيانه، دو جشن تيرگان و مهرگان مناسبتي حماسي و ملي دارند و هر دو يادآور نجات و رهايي مردمانند

در تيرگان مرزهاي ايران را كه در پي شكست از توران مي‌رفت تا به تنگي دل مردمانش شود، پرتاب تيري كه از جان آرش نيرو مي‌گرفت به فراخي رسانيد. و در مهرگان پايه‌هاي سلطنت ضحاك ماردوش كه ماران شانه‌هايش از مغز جوانان خورش مي‌كردند ، با فرياد دادخواهي آهنگري كاوه نام لرزيدن گرفت و با افراشته شدن درفش كاوياني و خيزش ايرانيان به رهبري فريدون، 1000 سال ستم و بيداد ضحاك تازي به پايان رسيد

شايد اين كه بيشتر تاريخ‌نويسان بر مردمي‌بودن اين جشن قلم مي‌زنند، به اين سبب است كه مهرگان يادآور پيروزي بر بيداد و ستم زمانه بوده است. ابوريحان بيروني در التفهيم مي‌نويسد: مهرگان شانزدهمين روز از مهرماه و نامش مهر، اندرين روز آفريدون ظفر يافت بر بيورسب جادو، آنك معروف است به ضحاك و به كوه دماوند بازداشت و روزها كه سپس مهرگان است همه جشنند، بر كردار آنچه از پس نوروز بود

البته از سال 1304 هجري شمسي پنج روز پنجه (خمسه) از پايان سال حذف و شش ماه نخست ، 31 روزه شد و از آن پس روز آغاز جشن مهرگان به دهم مهرماه منتقل شد و تا روز رام ايزد يعني شانزدهم مهرماه ادامه يافت. روز اول را مهرگان عامه و روز واپسين يا شانزدهم مهر را مهرگان خاصه مي‌ناميدند. گزارش‌هايي نيز وجود دارند كه مهرگان پيش از اين نيز در شش روز يا حتي در 30 روز برگزار مي‌شده است     

 پيش از اين گفته شد كه فر و شكوه مهرگان را مي‌توان با نوروز سنجيد ، آنچنان كه در آثارالباقيه‌ي بيروني از گفته سلمان فارسي آمده است:ما در عهد زرتشتي بودن مي‌گفتيم، خداوند براي زينت بندگان خود ياقوت را در نوروز و زبرجد را در مهرگان بيرون آورد و فضل اين دو روز بر روزهاي ديگر مانند فضل ياقوت و زبرجد است بر جواهرهاي ديگر

اما آنچه روشن است، گستره و گوناگوني نوشته‌هايي كه درباره‌ي مهرگان و دلايل برگزاري آن آورده شده است به هيچ روي قابل سنجش با نوروز نيست و گويا تاريخ‌نويسان، شاعران و نويسندگان هم‌پيمان گشته‌اند تا از پيدايش مهرگان گزارش‌هاي يكساني ارائه دهند. آنچنان كه بيهقي و بيروني چرايي پيدايش مهرگان را گزارش مي‌دهند ،

اسدي توسي نيز در گرشاسب‌نامه مي‌گويد

فريدون فرخ به گرز نبرد                      ز ضحاك تازي برآورد گرد

چو در برج شاهين شد از خوشه مهر        نشست او به شاهي سر ماه مهر

 

و يا در شاهنامه فردوسي مي‌خوانيم

به روز خجسته سرِ مهر ماه            به سر بر نهاد آن كـياني كلاه

زمانه بی اندوه گشت از بدی            گرفتند هر کس ره بخردی

دل از داوري‌ها بپرداختند                به آیين يكي جشن نو ساختند

نشستند فرزانگان شادكام                 گرفتند هر يك ز ياقوت جام

ميِ روشن و چهره ی شاه نو           جهان نو ز داد از سرِ ماه نو

بفرمود تا آتش افروختند                  همه عنبر و زعفران سوختند

پرستيدن مهرگان دين اوست             تن‌آساني و خوردن آيين اوست

اگر يادگارست ازو ماه و مهر          بكوش و به رنج ايچ منماي چهر

 

 همانگونه كه مي‌دانيم اين يكسان‌نويسي در مورد نوروز وجود ندارد و از همين رو اين پرستش در ذهن جان مي‌گيرد كه آيا گزارش‌هاي گوناگوني كه در مورد نوروز بيان شده است و نشان از اهميت آن در بين تمامي اقوام و گروه‌هاي ايراني مي‌دهد دليل به برتري نوروز بر مهرگان نيست. اينكه پس از چندين هزار سال، نوروز استوار و تنومند در ميان ايرانيان زنده است و مهرگان اينگونه نيست را پژوهشگران چه پاسخي مي‌دهند؟ شوربختانه نگارنده اين متن نه تنها پاسخي براي پرسش خويش نيافت بلكه به جملاتي برخورد كه نشان از برتري مهرگان بر نوروز در نزد عوام مي‌داد. براي مثال دكتر محمود روح‌الاميني به نقل از آثارالباقيه بيروني مي‌نويسد:

"… و برخي مهرگان را بر نوروز برتري داده‌اند چنان‌كه پاييز را بر بهار برتري داده‌اند و تكيه‌گاه ايشان اينست كه اسكندر از ارسطو پرسيد كه كدام يك از اين دو فصل بهتر است؟ ارسطو گفت پادشاها در بهار حشرات و هوام آغاز مي‌كند كه نشو يابند ودر پاييز آغاز ذهاب آنهاست ، پس پاييز از بهار بهتر است"

 در هر حال آنچه روشن است و رواست كه گفته شود اينست كه نام نوروز بيشتر از هر جشن ديگري با مهرگان همراه بوده و اين گواه بر آنست كه اين دو جشن حتي اگر هم‌ارج و هم‌پايه نبوده باشند ، بزرگترين جشن‌هاي ايران زمين بوده‌اند و شايد تنها در اين دو جشن بوده كه ايرانيان سراسر دست از كار و كوشش مي‌كشيده‌اند و به شادي و رامش و آسايش مي‌پرداخته‌اند. آنچنان كه فردوسي تن‌آساني و خوردن را آيين آن مي‌داند و مي‌گويد

كنون يادگارست از و ماه مهر               به كوش و به رنج ايچ منماي چهر

و حتي بيروني كه به سخت‌كوشي و پركاري نامدار است گويا بايسته‌ي خويش مي‌داند كه در مهرگان و نوروز بياسايد ، آنگونه كه شهروزي در مورد وي مي‌گويد

“… دست و چشم و فكر او هيچ‌گاه از عمل بازنماند مگر به روز نوروز و مهرگان

و اينكه مهرگان و نوروز با واژگان تازي‌شده‌ي مهرجان و نيروز وارد زبان و قلمرو فرهنگي كشورهاي مسلمان عرب‌زبان گرديد و امروز در بسياري از اين كشورهاي آسيايي و آفريقايي واژه‌هاي مهرجان به مفهوم فستيوال و جشن كاربرد دارد ،‌ نشانه‌ي ديگري است بر فر و شكوه اين دو

در اين ميان حتي اگر از استوره‌ي كاوه آهنگر كه درفش دادخواهي و ستم‌ستيزي ايرانيان است چشم‌پوشي كنيم و پيوند مهرگان با ميترا و مهر را هم كه نشان از پيشينه‌ي اين جشن كهن دارد ناديده بگيريم، همزماني آغاز فصل برداشت كشاورزان با مهرگان ، بر مردمي‌بودن اين جشن كهن گواه است و از طرفي اينكه مهرگان آغاز اعتدال پاييزي را نويد مي‌دهد همانگونه كه نوروز پيام‌رسان اعتدال بهاري است، اين دو جشن كهن را همانند دو روي سكه‌ي فرهنگ ايران مي‌نماياند. باشد كه مهرگان را بيش از اين گرامي بداريم .

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مهر 1386ساعت 11:53  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
امشب خبری را خواندم که هنوز در حیرت آنم:
نخستین کنسرت خیابانی «آر اند بی/ رپ» R & B/ Rap با حمایت رسمی نیروی انتظامی و سپاه پاسداران و با حضور مقامات کشور و ۲۰۰۰ نفر تماشاگر و هوادار این سبک برگزار شد.
 
 
شاید برای خیلی ها اینم خبر عادی باشد ولی برای منی که جوان دهه۶۰ هستم این خبر در حد خبر رفتن انسان به ماه است.
جوانهای دهه ۶۰ می دونن من چی میگم. در اون زمان سبکی  در جامعه و بین جوانان رایج شده بود بنام رپ که البته بشدت از سوی نیروههای ارزشی مذموم شناخته می شد تا حدی که تمایل به این مقولات مساوی بود با تائید نشدن در گزینش ورود به دانشگاه و از این قبیل مسائل. (هنوز هم می توان شعارنویسی های روی دیوارها را در گوشه کنار شهرها پیدا کرد که حاوی بد و بیراه به رپ و رپی ها بود.  اصلا کم کم کلمه رپ  یک دشنام تلقی می شد!!)
حالا من مانده ام و این خبر که چگونه باورش کنم:
برگزاری کنسرت رپ با حمایت سپاه پاسداران و نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران؟؟؟؟!؟؟ آنهم در ماه رمضان!!!!!!!!
اصلا امکان ندارد.
لطفا یکی منو از خواب بیدار کنه.
+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم مهر 1386ساعت 21:5  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

به نظر شما:

1- اين هواپيما نو هست و مي‌خواهند جلويش اين گوسفند را قرباني كنند و خونش را به سپر و شيشه هواپيما بمالند؟

2- آدم مهمي از اين هواپيما مي‌خواهد پياده شود و اين گوسفند را آورده‌اند جلويش قرباني كنند؟

3- به خاطر چشم نظر مي‌خواهند قرباني كنند تا ديگر هواپيماها سقوط نكنند؟

4- هيچكدام ، اينجا ايران هست و اين مسائل عادي!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم مهر 1386ساعت 11:15  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

سياسيون ورزشي يا ورزشي‌هاي سياسي؟

چند ماهي هست كه اين قضيه هجرت سياسيون به ورزش و همچنين نقل مكان ورزشي‌ها به سياست ذهن من را درگير خودش كرده است. اين دو طايفه علي‌رغم اينكه مي‌بينند هيچكدامشان در اين نقل و انتقالات موفق نبوده‌اند و بلكه از آنچه بوده‌اند هم باز مانده‌اند ولي همچنان بر سر اين رفتار پافشاري مي‌كنند.

براستي چه حكمتي پشت اين كار هست؟ قهرماناني همچون امير و عليرضا خادم، عليرضادبير،هادي ساعي،... از ورزش به سياست آمدند و در سياست  هم كسي نشدند و تازه آن اقتدار و حرمت ورزشي بودنشان را هم از دست دادند و از طرفي مي‌بينيم كه سياسيون ما هم با عزم راسخ و با لطائف‌الحيل مي‌خواهند خودشان را در ورزش جاي بدهند (حتي اگر شده در هيئت مديره تيمها) كه نمونه‌هاي زيادي از آنها را مي‌توان نام برد.

واقعا علت اين رفتارها چيست؟ اين چه ذهنيت (يا غروري) هست كه در سر اين جماعت وجود دارد و فكر مي‌كنند بايد همزمان به دسته مقابل وارد شوند؟ آيا متوجه نيستند كه اگر در يك زمينه موفق بوده‌ان بهتر است به فكر حفظ آن موفقيت باشند نه گسترش دامنه فعاليتشان كه هم براي خودشان ضرر دارد و هم براي جامعه؟ كسي به آنها نگفته كه "هر كسي را بهر كاري آفريده‌اند"

شايد هم ساده انگاري و عوامي ما مردم است كه با نوع راي دادنمان ، به اين جماعت جرات داده‌ايم تا اينگونه رفتار كنند؟ وگرنه آقايان خادم چه تاج گلي به سر ما زدند كه بدنبال آنها عليرضا دبير و هادي ساعي را به شوراي شهر تهران روانه كرديم؟ (خبرهايي وجود دارد كه ورزشي‌هاي ديگري هم آماده كانديد شدن براي ورود به مجلس هشتم مي‌شوند) همچون خانم عشرت‌شائق و آقاي رسولي‌نژاد و... كه در هيئت‌مديره تيم استقلال ، آن كردند كه تيم نرفته به آسيا ، حذف شد؟ و  ديگر جماعت سياسي كه در تيمهاي ديگر نظير پرسپوليس جاي گرفته‌اند.

نمي‌دانم شايد اين بده بستانها  آب و ناني براي عده‌اي دارد؛ كه اگر اينطور باشد بايد به اين جماعت گفت هر بده بستاني مي‌خواهيد داشته باشيد، داشته باشيد اما نه با بيت‌المال و يا علائق مردم. بالا غيرتا دست از سر دلخوشي‌هاي مردم بر داريد. ما اگر نخواهيم كه سياستمان مثل ورزشمان  يا  ورزشمان مثل سياستمان باشد، بايد كي را ببينيم؟

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مهر 1386ساعت 20:56  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
...خداي من!
اگر آنچه از تو خواسته‌ام، عنايت فرمايي، محروميت از غير از آن، زيان ندارد
و اگر عطا نکني هرچه عطا جز آن منفعت ندارد.
يا رب! يا رب! يا رب!
...خداي من!
اين منم و پستي و فرومايگي‌ام
و اين تويي با بزرگي و کرامتت
از من اين مي‌سزد و از تو آن ...
...چگونه ممکن است به ورطه نوميدي بيفتم در حالي که تو مهربان و صميمي جوياي حال مني.
...خداي من!
تو چقدر با من مهرباني با اين جهالت عظيمي که من بدان مبتلايم!
تو چقدر درگذرنده و بخشنده‌اي با اين همه کار بد که من مي‌کنم و اين همه زشتي کردار که من دارم.
...خداي من!
تو چقدر به من نزديکي با اين همه فاصله‌اي که من از تو گرفته‌ام.
...تو که اين قدر دلسوز مني! ...
...خدايا تو کي نبودي که بودنت دليل بخواهد؟
تو کي غايب بوده‌اي که حضورت نشانه بخواهد؟
تو کي پنهان بوده‌اي كه ظهورت محتاج آيه باشد؟
...کور باد چشمي که تو را ناظر خويش نبيند.
کور باد نگاهي که ديده‌باني نگاه تو را درنيابد.
بسته باد پنجره‌اي که رو به آفتاب ظهور تو گشوده نشود.
و زيانکار باد سوداي بنده‌اي که از عشق تو نصيب ندارد.
...خداي من!
مرا از سيطره ذلتبار نفس نجات ده و پيش از آنکه خاک گور، بر اندامم بنشيند از شک و شرک، رهايي‌ام بخش.
...خداي من!
چگونه نااميد باشم، در حالي که تو اميد مني!
چگونه سستي بگيرم، چگونه خواري پذيرم که تو تکيه‌گاه مني!
اي آنکه با کمال زيبايي و نورانيت خويش، آنچنان تجلي کرده‌اي که عظمتت بر تمامي ما سايه افکنده....
يا رب! يا رب! يا رب!
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 21:20  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
برای داد وفریاد پول می دن!! بازم می گین کار نیست؟
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مهر 1386ساعت 20:44  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

بزن باران كه دين را دام كردند ...

 

حدود 70 ميلي‌ليتر آبي كه به عنوان آب علقمه در فروشگاه‌هاي حاشيهء حرم حضرت معصومه (س) به فروش مي‌رسد، يك هزار تومان قيمت دارد. براي اثبات صحت اين ادعا كه اين آب، آب علقمه است چه راهي وجود دارد؟

در شهرهاي مقدس به خصوص مشهد و قم، همچنين در كنار اكثر امامزاده‌ها، فروشگاه‌هاي خاصي به فروش كالاهاي خاص مذهبي اختصاص دارند. كالاهايي نظير مهر، تسبيح، جانماز و... اما كالاهاي ديگري نيز در اين فروشگاه‌ها نظير كفن، خاك كربلا، آب علقمه و... به چشم مي‌خورند كه با توجه به اعتقادات خاص و مقدس مردم به مسايل مذهبي، اين سوال مطرح مي‌شود كه آيا مرجع قانوني خاصي براي رسيدگي به اصالت اين دست كالاها و بررسي صحت ادعاي فروشندگان آن‌ها وجود دارد؟

 عصر ايران

اعتقادات ديني (از نوع صحيح آن)، بسيار مقدس و قابل احترام هستند. در اين بين تفاوتي هم بين اديان مختلف نيست.(كه اين مهم در قانون اساسي ما نيز آمده است) لذا به بازي گرفتن اين اعتقادات و سوءاستفاده از آن، از طرف هر شخص يا مجموعه‌اي ، بسيار مذموم و زشت است و بايد با آن به شدت برخورد كرد و گرنه آن مي‌شود كه گهگاه در گوشه و كنار جامعه‌مان مي‌بينيم.

كم نيستند رمالان و دعانويسان شيادي كه هر از چندگاه خبري از اعمال بي‌شرمانه‌شان نسبت به افراد دردمند و نيازمند و صدالبته ساده‌لوح را در روزنامه‌ها مي‌خوانيم.

براستي مسئول برخورد با اين سوءاستفاده‌ها چه ارگان يا نهادي است؟

+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 12:12  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

با خواندن اين خبر جالب و تاسف‌انگيز، چه مي‌توان گفت؟ جز اينكه: مظلوم اسلام!!!؟

 

شورای مفتيان عربستان سعودی با صدور حكمی، استفاده از تلفن همراه مجهز به فن‌آوری بلوتوث را در اين كشور حرام اعلام‌‌كرد.

به گزارش ايكنا به نقل از روزنامه عربستانی«البيئه»، شورای مفتيان عربستان با صدور اين فتوا اعلام‌كرد: تحريم استفاده از گوشی‌های بلوتوث‌دار به اين خاطر است كه فن‌آوری بلوتوث تلفن همراه در صورت فعال‌بودن، قابل جستجو توسط گوشی‌های ديگر خواهدبود و صاحبان گوشی‌های مجهز به بلوتوث‌ قادر خواهندبود، فايل‌های تصويری اعم از عكس و يا فيلم و نيز فايل‌های صوتی گوشی‌های اطراف را به آسانی دريافت‌كنند.

شورای مفتيان عربستان ضمن تحريم استفاده از تلفن همراه مجهز به بلوتوث‌ تصريح‌كرد: استفاده از اين فن‌آوری جديد با تعاليم اخلاقی و آموزه‌های دين مبين اسلام هم‌خوانی‌ندارد و شرع اسلام چنين مسائلی را جايزنمی‌‌شمارد.
+ نوشته شده در  جمعه ششم مهر 1386ساعت 12:4  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
...اي زنده!
اي معناي حيات؛ زماني که هيچ زنده‌اي در وجود نبوده است.
...اي آنکه:
با خوبي و احسانش خود را به من نشان داد
و من با بدي‌ها و عصيانم، در مقابلش ظاهر شدم.
...اي آنکه:
در بيماري خواندمش و شفايم داد؛
در جهل خواندمش و شناختم عنايت کرد؛
در تنهايي صدايش کردم و جمعيتم بخشيد؛
در غربت طلبيدمش و به وطن بازم گرداند؛
در فقر خواستمش و غنايم بخشيد؛
...من آنم که بدي کردم من آنم که گناه کردم
من آنم که به بدي همت گماشتم
من آنم که در جهالت غوطه‌ور شدم
من آنم که غفلت کردم
من آنم که پيمان بستم و شکستم
من آنم که بدعهدي کردم ...
و ... اکنون بازگشته‌ام.
بازآمده‌ام با کوله‌باري از گناه و اقرار به گناه.
پس تو در گذر اي خداي من!
ببخش اي آنکه گناه بندگان به او زيان نمي‌رساند
اي آنکه از طاعت خلايق بي‌نياز است و با ياري و پشتيباني و رحمتش مردمان را به انجام کارهاي خوب توفيق مي‌دهد.
...معبود من!
اينک من پيش روي توأم و در ميان دست‌هاي تو.
آقاي من!
بال گسترده و پرشکسته و خوار و دلتنگ و حقير.
نه عذري دارم که بياورم نه تواني که ياري بطلبم،
نه ريسماني که بدان بياويزم
و نه دليل و برهاني که بدان متوسل شوم.
چه مي‌توانم بکنم؟ وقتي که اين کوله‌بار زشتي و گناه با من است!؟
انکار!؟
چگونه و از کجا ممکن است و چه نفعي دارد وقتي که همه اعضاء و جوارحم، به آنچه کرده‌ام گواهي مي‌دهند؟
...خداي من!
خواندمت، پاسخم گفتي؛
از تو خواستم، عطايم کردي؛
به سوي تو آمدم، آغوش رحمت گشودي؛
به تو تکيه کردم، نجاتم دادي؛
به تو پناه آوردم، کفايتم کردي؛
خدايا!
از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان نکن.
از آستان مهرت نوميدمان مساز.
آرزوها و انتظارهايمان را به حرمان مکشان.
از درگاه خويشت ما را مران.
...اي خداي مهربان!
بر من روزي حلالت را وسعت ببخش
و جسم و دينم را سلامت بدار
و خوف و وحشتم را به آرامش و امنيت مبدل کن
و از آتش جهنم رهايم ساز.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم مهر 1386ساعت 17:18  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM