تبليغاتX
از ما به مهربانی یاد آرید
زندگی یعنی: آمدن، رفتن، دویدن، عشق ورزیدن، در غم انسان نشستن، یا بپای شادمانی های مردم پای كوبیدن...

اي علي ، در تاريخ معاصر ايران ، تو بينش سياسي را با روح خداپرستي در اميختي ، فرهنگ ملي و غني تاريخي ما را با علم جديد و شيوه‌هاي نوين مجهز كردي، خدا را از تجرد خشك آزاد نمودي و او را از آسمان‌هاي سرد و دور به قلب گرم و پر تب تاب اجتماع وارد كردي و دين را از زاويه مسجد بيرون كشيدي و در صحنه حيات در خدمت مردم به كار انداختي و هيج گاه حقيقت را فداي مصلحت نكردي.

 

به گواه تقويم، ‪ ۲۹خرداد ماه سالروز شهادت انديشمندي مسلمان و ايراني به نام دكتر"علي شريعتي" است كه به‌حق سهم بسزايي در روشنگري در عرصه‌ايران قبل از انقلاب بر عهده داشت.

در توصيف جايگاه و ارزش علمي شريعتي همان بس كه تاكنون كمتركسي رامي‌توان يافت كه مانند او در فضاي گفتماني و روشنگري قبل از انقلاب در دو حوزه دين و سياست صراحت بيان و تاثير كلام داشته‌باشد.

شناخت انديشه شريعتي نيازمند تاملي ژرف در تفكرات و مطالعاتي است كه وي در طول سال‌هاي كسب كرد.

شايد به همين دليل و با توجه به‌تغييرات چشمگيري كه به خصوص پس از انقلاب در حوزه انديشه سياسي شكل گرفته به سختي بتوان ماهيت و شاكله اصلي انديشه شريعتي را شناخت و اين به دليل گسستي است كه (خواسته يا ناخواسته) ميان فضاي انقلاب با گفتمان قبل از انقلاب افتاده است.

انديشه روشنفكري ديني نزد شريعتي داراي ابعادي عميق و متاثر از تعاليم ديني و آكادميك وي است كه با شخصيت دروني وي در هم آميخته و هارموني سحرانگيزي را در فضاي سياسي و به خصوص در افكار روشنفكران ايجاد كرد.

تاثير انديشه شريعتي بر جريان روشنفكري سالهاي ‪ ۱۳۴۵تا ‪ ۱۳۵۷از چنان قوام و دوامي برخوردار است كه با گذشت بيش از ربع قرن، هنوز در حوزه‌هاي مختلف مي‌توان نشانه‌هاي محكمي از انديشه وي را يافت.

تاثير اين انديشه در جريان يادشده تاجايي است كه جز در پاره‌اي از موارد نمي توان به جز سخنان شريعتي را (البته با بياني ديگر) از زبان شخصيت‌هاي برجسته حوزه‌هاي انديشه ديني و سياسي شنيد و ملاحظه كرد.

به عبارت ديگر،افكار،نوشته‌ها، سخنان و انديشه‌شريعتي از چنان بازتابي در حوزه انديشه نوين ديني و سياسي برخوردار است كه با اندكي تسامح مي‌توان بسياري از يافته‌هاي جريان روشنگري در سال‌هاي اخير را ناشي از (و يا برداشتي) "انديشه و تفكر" وي دانست.

برخي از مخالفان انديشه شريعتي كوشيدند تا در نوشته‌ها و تفسيرهاي خود وي را متهم به "التقاط گرايي " كرده و يا به نوعي او را به "بنيادگرايي سلفي " تشبيه كنند كه به نظر مي‌رسد نه‌در آثار و نه در انديشه شريعتي سنخيتي با اين موضوعات وجود ندارد و اساسا شريعتي با ارايه انديشه‌اي نو در حوزه "معرفت شناسي" دين و از منظر جامعه شناختي رويه‌اي مخالف و نقيض سلفي گري و دگماتيسم را ارايه داد.

بدون ترديد انديشه شريعتي مبتني بر اسلام اصيل و بر پايه آموزه‌هاي مكتب تشيع و با توجه به گفتمان حاكم بر فضاي زمان خود، پارادايمي خلاق و نوآور محسوب مي‌شود.

شريعتي با الهام از روح مكتب تشيع به نقد "ايدئولوژي متحجر و متصلب" پرداخت و با ارايه گفتماني جديد توانست بسياري از جوانان را به خود جلب كند و ضرورت گفتمان ايدئولوژيك مبتني بر مكتب ناب اسلام را نزد آنان احيا گرداند.

اين دريافت به همراه احساس خطري كه وي از ترويج و گسترش فرهنگ ابتذال و مصرف گرائي كه با تبليغات شديد وسايل ارتباط جمعي همراه بود و بيم آن مي رفت كه گرايشات به غرب به بالاترين حد خود برسد، منجر به پايه‌گذاري روشي نوين و جذاب براي معرفي هر چه بهتر دين و سياست توسط وي شد كه به حق بايد وي را در تبيين اين روش موفق دانست هر چند كه همين موضوع نيز در نهايت موجب شهادتش شد.

زمان‌گوياي آن است كه چگونه نامش جاودان و انديشه‌اش در"بازگشت به‌خويشتن" پايدار ماند.

علي در سال ‪ ۱۳۱۲در خراسان متولد شد و سرانجام پس سال‌ها مبارزه و تلاش در ‪ ۲۹خرداد سال ‪ ۱۳۵۶در شرايطي مشكوكي در "ساتمپتون انگلستان" توسط عامل رژيم شاه به شهادت رسيد و در سوريه به خاك سپرده شد.

درپايان باذكر چند جمله از سخنان دكتر چمران (كه ‪ ۳۱خردادماه نيز شهادت اين بزرگ مرد تاريخ ايران اسلامي است) بر مزار شريعتي كه درسال ‪ ۱۳۵۶ايراد شد، ياد و نام اين متفكر و انديشمند مسلمان را گرامي مي‌داريم.

 

"اي علي ، تو مفهوم واقعي اسلام را در معركه حيات نشان دادي و برتري بي‌چون و چراي آن را بر مكاتب فكري ديگر ثابت كردي ، تو اصالت انقلابي اسلام را از زير پرده‌هاي جهل و وسواس و تقيه بيرون كشيدي و ضرورت مبارزه و التزام ايماني ، و مسئوليت اجتماعي را معرفي كردي و اعجاز شهادت را نشان دادي و انسان را از زير بار جبر و ذلت تسليم آزادي كردي ، تو پرچم رسالت بزرگي را به دوش كشيدي ، رسالت انسانيت ، حق و عدالت ، مبارزه با ظلم و ستم ، اسلام واقعي و تشيع حسيني و هزاران مومن ملتزم مسئول گرد پرچم تو جمع آمدند. و دست به مبارزه‌اي بي‌امان زدند ، عده‌اي شربت شهادت نوشيدند و عده‌اي ديگر در انتظار شهادت و فداكاري و جانبازي مي‌كنند.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 9:18  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

وصیت نامه داریوش کبیر

 

اینک من از دنیا میروم بیست وپنج کشور جزء امپراتوری ایران است و در تمام این کشورها پول ایران رواج دارد ایرانیان در آن کشورها دارای احترام هستند و مردم کشورها در ایران نیز  دارای احترام هستند.

جانشین من خشایارشاه باید مثل من در حفظ این کشورها بکوشد و راه نگهداری این کشورها آن است که در امور داخلی آنها مداخله نکند و مذهب و شعائر آنان را محترم بشمارد.

اکنون که من از این دنیا می روم تو دوازده کرور دریک زر در خزانه سلطنتی داری و این زر یکی از ارکان قدرت تو میباشد زیرا قدرت پادشاه فقط به شمشیر نیست بلکه به ثروت نیز هست . البته به خاطر داشته باش تو باید به این ذخیره بیفزایی نه اینکه از آن بکاهی. من نمی گویم که در مواقع ضروری از آن برداشت نکن ، زیرا قاعده این زر در خزانه آن است که هنگام ضرورت از آن برداشت کنند ، اما در اولین فرصت آنچه برداشتی به خزانه برگردان. مادرت آتوسا بر من حق دارد پس پیوسته وسایل رضایت خاطرش را فراهم کن .

ده سال است که من مشغول ساختن انبارهای غله در نقاط مختلف کشور هستم و من روش ساختن این انبارها را که از سنگ ساخته می شود و به شکل استوانه هست در مصر آموختم و چون انبارها پیوسته تخلیه می شود حشرات در آن بوجود نمی آیند و غله در این انبارها چند سال می ماند بدون اینکه فاسد شود و تو باید بعد از من به ساختن انبارهای غله ادامه بدهی تا اینکه همواره آذوقه دو و یا سه سال کشور در آن انبارها موجود باشد و هرساله بعد از اینکه غله جدید بدست آمد از غله موجود در انبارها برای تامین کسری خواربار از آن استفاده کن و غله جدید را بعد از اینکه بوجاری شد به انبار منتقل نما و به این ترتیب تو هرگز برای آذوقه در این مملکت دغدغه نخواهی داشت ولو دو یا سه سال پیاپی خشکسالی شود .

هرگز دوستان و ندیمان خود را به کارهای مملکتی نگماری و برای آنها همان مزیت دوست بودن با تو کافی است. چون اگر دوستان و ندیمان خود را به کار های مملکتی بگماری و آنان به مردم ظلم کنند و استفاده نامشروع نمایند نخواهی توانست آنها را به مجازات برسانی چون با تو دوست هستند و تو ناچاری رعایت دوستی بنمایی.

کانالی که من میخواستم بین شطّ  نیل و دریای سرخ بوجود بیاورم هنوز به اتمام نرسیده و تمام کردن این کانال از نظر بازرگانی و جنگی خیلی اهمیت دارد تو باید آن کانال را به اتمام برسانی و عوارض عبور کشتی ها از آن کانال نباید آنقدر سنگین باشد که ناخدایان کشتی ها ترجیح بدهند که از آن عبور نکنند .

اکنون من سپاهی به طرف مصر فرستادم تا اینکه در این قلمرو، نظم و امنیت برقرار کند، ولی فرصت نکردم سپاهی به طرف یونان بفرستم و تو باید این کار را به انجام برسانی. با یک ارتش قدرتمند به یونان حمله کن و به یونانیان بفهمان که پادشاه ایران قادر است مرتکبین فجایع را تنبیه کند .

توصیه دیگر من به تو این است که هرگز دروغ گو و متملّق را به خود راه نده ، چون هر دوی آنها آفت سلطنت هستند و بدون ترحم دروغ گو را از خود دور نما.

هرگز عمّال دیوان را بر مردم مسلط نکن، و برای اینکه عمّال دیوان بر مردم مسلط نشوند، قانون مالیات وضع کردم که تماس عمّال دیوان با مردم را خیلی کم کرده است و اگر این قانون را حفظ کنی عمال حکومت با مردم زیاد تماس نخواهند داشت .

افسران و سربازان ارتش را راضی نگه دار و با آنها بد رفتاری نکن . اگر با آنها بد رفتاری کنی آنها نخواهند توانست معامله متقابل کنند . اما در میدان جنگ تلافی خواهند کرد ولو به قیمت کشته شدن خودشان باشد و تلافی آنها اینطور خواهد بود که دست روی دست می گذارند و تسلیم می شوند تا اینکه وسیله شکست خوردن تو را فراهم کنند .

امر آموزش را که من شروع کردم ادامه بده و بگذار اتباع تو بتوانند بخوانند و بنویسند تا اینکه فهم و عقل آنها بیشتر شود و هر چه فهم و عقل آنها بیشتر شود ، تو با اطمینان بیشتری میتوانی سلطنت کنی .

همواره حامی کیش یزدان پرستی باش  اما هیچ قومی را مجبور نکن که از کیش تو پیروی نماید و پیوسته و همیشه به خاطر داشته باش که هر کس باید آزاد باشد و از هر کیش که میل دارد پیروی نماید .

بعد از اینکه من زندگی را بدرود گفتم  بدن من را بشوی و آنگاه کفنی را که من خود فراهم کرده ام بر من به پیچان و در تابوت سنگی قرار بده و در قبر بگذار  اما قبرم را که موجود است مسدود نکن تا هر زمانی که میتوانی وارد قبر بشوی و تابوت سنگی مرا در آنجا ببینی و بفهمی  که من پدر تو پادشاهی مقتدر بودم و بر بیست و پنج  کشور سلطنت میکردم ، مُردم  و تو نیز مثل من خواهی مرد زیرا سرنوشت آدمی این است که بمیرد، خواه پادشاه بیست و پنج کشور باشد خواه یک خارکن و هیچ کس در ان جهان باقی نخواهد ماند . اگر تو هر زمان که فرصت بدست می آوری واردقبر من بشوی و تابوت را ببینی ، غرور و خود خواهی برتو غلبه خواهد کرد ، اما وقتی مرگ خود را نزدیک دیدی ، بگو قبر مرا مسدود نمایند و وصیّت کن که پسرت قبر تو را باز نگه دارد تا اینکه بتواند تابوت حاوی جسد تو را ببیند .

زنهار زنهار ، هرگز هم مدعی وهم قاضی نشو اگر از کسی ادعایی داری موافقت کن یک قاضی بیطرف آن ادعا را مورد رسیدگی قرار دهد و رای صادر نماید  زیرا کسی که مدعی است اگر قاضی هم باشد ظلم خواهد کرد .

هرگز از آباد کردن دست بر ندار  زیرا که اگر از آباد کردن دست برداری کشور تو رو به ویرانی خواهد گذاشت زیرا این قاعده است که وقتی کشوری آباد نمی شود به طرف ویرانی می رود . درآباد کردن ، حفر قنات و احداث جاده و شهر سازی را در درجه اول قرار بده .

عفو و سخاوت را فراموش نکن و بدان بعد از عدالت برجسته ترین صفت پادشاهان عفو است و سخاوت ، ولی عفو باید فقط موقعی بکار بیفتد که کسی نسبت به تو خطایی کرده باشد و اگر به دیگری خطایی کرده باشد و تو خطا را عفو کنی ظلم کرده ای زیرا حق دیگری را پایمال نموده ای .

بیش از این چیزی نمیگویم این اظهارات را با حضور کسانی که غیر از تو در اینجا حاضر هستند  کردم تا اینکه بدانند قبل از مرگ من این توصیه‌ها را کرده‌ام و اینک بروید و مرا تنها بگذارید زیرا احساس میکنم مرگم نزدیک شده است.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 17:33  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 

                                               لب خاموش

امشب  به قصه ي دل من گوش مي كني 

                               فردا مرا چو قصه  فراموش مي كني

 اين در هميشه در صدف روزگار نيست

                              مي گويمت  ولي توكجا گوش مي كني

 دستم  نمي رسد كه در آغوش گيرمت

                             اي ماه  با  كه دست در آغوش مي كني

در ساغر تو چيست  كه با جرعه ي نخست

                             هشيار و مست  را همه مدهوش مي كني

 مي  جوش مي زند  به دل خم بيا ببين

                                يادي  اگر ز خون  سياووش  مي كني

 گر گوش مي كني سخني خوش بگويمت

                               بهتر ز گوهري كه تو در گوش مي كني

 جام جهان  ز خون دل عاشقان پر است

                                 حرمت  نگاه دار  اگرش نوش مي كني

سايه چو شمع شعله  در افكنده اي به جمع

                                زين  داستان كه با لب خاموش مي كني

                                                   ( هوشنگ ابتهاج )

                                                                    ( نیک اندیش باشید )

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 12:44  توسط حميدرضا شجاعی نیا | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
... حرف‌هایی هست برای " گفتن " که اگر گوشی نبود – نمي‌گوییم
و حرفهایی است برای "نگفتن" حرف‌هایی که هرگز سر به " ابتذال گفتن " فرود نمی‌آورند.
حرف‌هایی شگفت _ زیبا و اهورایی همین‌هایند و سرمایه‌ی ماورایی هرکسی به اندازه‌ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرف‌هایی بی‌تاب و طاقت‌فرسا و کلماتش هر یک انفجاری را به بند کشیده‌اند.
کلماتی که پاره‌های " بودن " آدمی‌اند ...
معلم شهید دکتر علی شریعتی
-----------------------
نامم را در پايان هر پست آورده‌ام.
سالهاست كه به حرفه پردرآمد و آتيه‌دار و بي‌دردسر معلمي (درس شیرین زیست شناسی) مشغولم و مثل ساير جماعت مرفه و بي‌درد معلمان ، از اين راه پول فراواني به جيب ميزنم.
و صد البته چون طمع ما معلمان زیاد!!! هست، به کار فرهنگی و آتیه‌دار کتابفروشی هم روي آورده ام و حجره‌ای با نام " کتابسرای مهرگان " دائر کرده و در آنجا ضمن کسب درآمد هنگفت از فروش کتاب و اقلام فرهنگی!!! پذیرای دوستان و کتابدوستان نیز می باشم.
اگر سوال يا نظر و راهنمائي داريد، خوشحال مي‌شوم كه برايم بنويسيد.

shojaeinia@gmail.com

پیوندهای روزانه
رای و تبلیغات
چرا ايران ؛ ايران ماند؟
ما آدم نمي شيم!!!
داستان زيباي رمض
شریعتی و دست روزگار
آموزش و پرورش زنگ‌زده؟؟!!!!
تست هوش!؟!؟!
دوست داشتن (شعری بسیار زیبا از پل الوار)
نکند قرار است خدا شوی؟؟؟؟؟
ارج و قرب ریش!!!
رفاه و تامين اجتماعي در عصر هخامنشيان
فرق حسین با حوسین!!!!
والنتاین و باز هم سرگردانی و گم کردن هویت فرهنگ زیبای ایران
جشن باستانی سده
خدای ليلی
درويش و گدا
سوي كعبه نماز مي‌بايد كرد.
پدرسوخته ها
ارتقای شغلی، به نام معلمان، به کام مدیران!
وقتی که یک با یک برابر نیست؟!!
تب خالهای آموزش و پرورش!!!
وصيت نامه داريوش كبير
معماران آموزش و پرورش!!؟!!؟؟
عشق را عشق است!
روزی كه امیركبیر گریست
با فرهنگ و بی فرهنگ
آرمان های عزیز و بزرگ بشریت
حکایتی از ابوسعیدابوالخیر
از ما به مهربانی یاد آرید
آرش کمانگیر
پایتخت جهانی کتاب
جامعه شناسی سایت ها و وبلاگهای زرد
خاك عاشقي مي داند.
تو را به خدا ، اي قلب من!
عشق
منشور کوروش کبیر
نماز
یاد خدا
حج
حکایتی از شمس
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
دی 1383
آذر 1383
پیوندها
بيتوته (همين وبلاگ در blogspot)
هواشناسي
ايراني‌ها و آمريكائي‌ها به جنگ نه مي‌گويند!!!
دامغان نت (مخصوص همشهريها)
پندار من
نوشتار من (فيلترشده!!!)
نيستان (آذربانو)
سايت خبري عصر ايران
سايت خبري شفاف (فردا)
سايت خبري تابناك(بازتاب)
سايت خبري آينده
سايت خبري فرارو
سايت خبري فردا
سايت خبري الف
سايت خبري نوانديش
سپيداران
حزب الله نو
سيمرغ
مدرسه
زيست شناسي دامغان
عبدالجبار کاکایی
سيدمحمدخاتمي
نشريه الكترونيكي دامغان
صداي معلم
آموزش نيوز
تيترآنلاين
تپش ثانيه ها
مکتوب
مسعود بهنود
نسيم
تحریریه خاموش
تقريرات
چندقدم نزديكتربه خدا
معلم
سيبستان
ويكي پديا فارسي
اخبار ايران و جهان
مسيح علي نژاد
فرهنگستان
فرهنگ ايران باستان
آقامعلم
باشگاه انديشه
خبرچين
تست دمكراسي
راديو زمانه
آق مرتضي
حرفه خبرنگار
صفائيه
كافه تيتر
خرچنگ قورباغه
خوابگرد
دلبستگي
روزنوشت (حاج آقا قادري)
آي طنز
ايران در جهان
آواي آزاد
ساقي
حاجي واشنگتن
آريوبرزن
بالاترين
مسعود ده‌نمكي
مهدي خزعلي
كتابخانه گويا
انجمن فرزانگان کویر (بچه هاي جلوي خاكريز)
شلمچه
روزنامك (مطالب تاريخي)
باغ باران (شاعر دامغاني)
جعبه خاطرات ضد مورچه
تحولات حسابداری در ایران
انتشارات كاروان
تورجان
سخن مشترك
وبلاگ "نصف جهان"
شهیربلاگ
يك پزشك
راز سر به مُهر
رحمان (اسم مستعاري با حس نوستالژي)
كلاشينكف ديجيتال
معصومانه
صراحي
زاده ي مهر
خاطرات و خطرات
مجموعه سخنراني هاي دكتر شريعتي
آخرين زلزله هاي ايران (بصورت آنلاين)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM