از ما به مهربانی یاد آرید

قبل از همه چيز ، يك جرعه سلام ! يك جرعه نگاه ! به سلامتي...!!!ا

دروغگويي

خاطرات یک هموطن از سفر به غرب :

در کشور دانمارک با قطار سفر میکردم..
بچه ای بسیار شلوغ میکرد..
خواستم او را آرام کنم به او گفتم اگر آرام باشد برای او شکلات خواهم خرید..
آن بچه قبول کرد و آرام شد..
قطار به مقصد رسید و من هم خیلی عادی از قطار پیاده شده و راهم را کشیدم و رفتم...
ناگهان پلیس مرا خواند و اعلام نمود شکایتی از شما شده مبنی بر اینکه به این بچه دروغ گفته ای....
به او گفته ای شکلات میخرم ولی نخریدی!!!
با کمال تعجب بازداشت شدم!!
در آنجا چند مجرم دیگر بودند مثل دزد و قاچاقچی!!!
آنها با نظر عجیبی به من مینگریستند که تو دروغ گفته ای آن هم به یک بچه!!!
به هر حال جریمه شده و شکلات را خریدم و عبارتی بر روی گذرنامه ام ثبت کردند که پاک نمودن آن برایم بسیار گران تمام شد!!!
آنها گدای یک بسته شکلات نبودند... آنها نگران بدآموزي بچه شان بودند و اینکه اعتمادش را نسبت به بزرگترها از دست بدهد و فردا اگر پدر و مادرش حرفی به او زدند او باور نکند!!!

نقل از کتاب چرا عقب مانده ایم ؟ نوشته دکتر علی محمد ایزدی

حالا به چه فكر مي كنيد؟؟؟.... مقايسه جامعه ي ما و جامعه ي آنها؟!!!!

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آذر 1393ساعت 9:20 توسط شجاعی‌نیا| |

غم اين خفته‌ي چند..... 

چند روز قبل در مهرگان مشغول بودم كه خانمي از در داخل شد و پرسيد: آقا كاغذ "باطل‌سِحر" دارين؟؟؟ 

من متعجب كه اين چه سوالي‌ست. اينجا كتاب‌فروشي هست و منم رمال و دعانويس نيستم... 

پي‌گيري‌هاي بعدي‌ام نشان داد كه متاسفانه عمق اين قضيه بسيار بيشتر از آني هست كه فكر مي‌كردم.
قصه آنجايي‌ست كه پزشك محترمي! (بله يك دكتر طب) كه در طبابت معمول موفق نبوده ، بعد از ترويج مسائلي چون حجامت و.... حالا به مباحث سحر و جادو و باطل‌سازي آنها پرداخته و به اين طريق براي خود مشتري جمع كرده و ارتزاق مي‌كند و آن خانم از جمله مشتريان ايشان بوده اند.
بدا به حال جامعه‌ي ما كه افرادي كم‌سواد مي‌توانند بدون داشتن دغدغه از نظارتي سفت و سخت بر كارشان، هر آنچه كه مي‌خواهند براي كسب درآمد انجام دهند و اين كارهايشان را پشت مباحث ديني پنهان كرده و تازه با لقب "دكتر" شكل قانوني و بظاهر علمي به كارشان داده و از جهل و سادگي و بيماري مردم دردمند سوءاستفاده ‌كنند.

نوشته شده در پنجشنبه بیست و دوم آبان 1393ساعت 11:9 توسط شجاعی‌نیا| |

مديرانِ نوبَر

در سال‌هاي گذشته ، طي بازديدي كه يكي از مديران وقت آموزش و پرورش از يكي از دبيرستان‌هاي دامغان داشتند طبق معمول اين بازديدها كه بعيد است بپرسند مشكلات چه هست تا در رفع آن بكوشند ، سخنراني با آب و تابي كرده تا اظهار فضل نمايد و چاپلوسان و متملقان هميشگي با سر تكان دادن و به به تائيد فرمايشات نمودند و متكلم را بر سر ذوق آوردند تا جايي كه ايشان در جمع رو به مدير دبيرستان كردند و گفتند: اميدواريم امسال از اين دبيرستان چندتا قبولي كنكور در رشته پزشكي داشته باشيم!

و جالب اين است كه آن دبيرستان فقط در رشته‌ي رياضي و علوم انساني دانش آموز داشته ، نه علوم تجربي! و از آن جالبتر ايشان تا قبل از رسيدن به پست رياست آموزش و پرورش (كه چند ماهي بيش ازش نگذشته بود) دبير همان دبيرستان هم بودند!!!

بله...با اين اوضاع و اين رفتارها و ده‌ها تصميم نسنجيده بعضي از اين مديران ، در جلسات متعدد ، بخش‌هايي كه كمترين تاثير (و يا بي تاثير) در تصميم گيري‌ها دارند بايد پاسخگوي "علل افت تحصيلي" باشند...!

موفقيت باشد ، مثل كنكور و مسابقات و المپيادها ، آقايان سينه سپر مي‌كنند و به مراسم تجليل مي‌روند و تجليل مي‌شوند و كسي از دبيران آن دانش‌آموزان و زحماتشان ياد نمي‌كند...اما هر گاه سخن از افت تحصيلي و رتبه‌هاي نامناسب و قبولي پائين شود ، دبيران بايد پاسخگو باشند و ضعف‌ها بر گردنشان نهاده شود.

اين است مديريت نوين و عادلانه در آموزش و پرورش و تصميم‌گيري‌هاي آنچناني....

نوشته شده در جمعه دوم آبان 1393ساعت 10:57 توسط شجاعی‌نیا| |

دبستان من

ورودي دبستان ياسايي دامغان و در ورود به كلاس اول من در 41سال قبل!!!

(كه در گذار ناگزير روزگار اكنون تبديل به آپارتمان شده است. ذوق سازنده آپارتمان موجب شده كه نام آپارتمان را بگذارد "ياسايي")

اولیــــن روز دبستـــــان بازگــرد

کودکــی‌ها شاد و خندان بازگرد

 

بازگــــــرد ای خاطـــرات کودکی

بر ســـــوار اسب‌هــای چوبکـی

 

خاطـــــرات کودکــــــی زیبـاترند

یادگـــاران کهــــــن ماناتــــــرند

 

درسهـــــای سال اول ساده بود

آب را بابا به ســـــــــارا داده بود

 

درس پند آمـــــوز روباه و خروس

روبـــــه مکار و دزد چاپلــــــوس

 

کاکلــی گنجشککی باهوش بود

فیل نادانــــی برایش مـــوش بود

 

روز مهمانــــی کوکب خانم است

سفره پر از بــوی نان گندم است

 

با وجــود ســـوز و سرمای شدید

ریز علی پیراهن از تن مـــی‌درید

 

تا درون نیمکت جـــا مـــی‌شدیم

ما پر از تصمیم کبــــرا می‌شدیم

 

پاک‌کن‌هایـــــی ز پاکی داشتیم

یک تراش ســـرخ لاکی داشتیم

 

کیفمان چفتــی به رنگ زرد داشت

دوشمان ازحلقه‌هایش درد داشت

 

گرمـــــی دستانمـــــــــان از آه بود

برگ دفترهــــامان به رنگ کــاه بود

 

مانده در گوشم صدایی چون تگرگ

خش‌خش جـــــاروی بابا روی برگ

 

همکــــــلاسی‌های من یادم کنید

باز هــــم در کوچـــــه فریادم کنید

 

همکــلاسی‌های درس و رنج و کار

بچـــــه‌های جامــــه‌های وصله‌دار

 

کاش هــــرگز زنگ تفریحـــــــی نبود

جمع بـــــــودن بود و تفریقـــــی نبود

 

کاش مـــی‌شد باز کوچک میشدیم

لااقـــــــل یک روز کودک می‌شدیم

 

یاد آن آمــــــــوزگار ساده پـــــــــوش

یاد آن گچــــــها که بودش روی دوش

 

ای معلــــــم نام و هــم یادت به خیر

یاد درس آب و بـــــابـــــایت به خیــر

 

ای دبستانــــی‌ترین احســــاس من

باز گرد این مشــق ها را خط بزن

نوشته شده در سه شنبه یکم مهر 1393ساعت 11:4 توسط شجاعی‌نیا| |

كجايند مردان بي ادعا...؟

نوشته شده در دوشنبه سی و یکم شهریور 1393ساعت 18:29 توسط شجاعی‌نیا| |

انتظار

تا کی ز انتظار تو هر دم ز اضطراب
آیم برون ز خانه و در کوچه بنگرم؟

نوشته شده در چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393ساعت 20:58 توسط شجاعی‌نیا| |

گرامي‌داشت شهدا

شهيدان براي اين آب و خاك و كشور بالاترين فداكاري را انجام داده‌اند و گرامي‌داشتن ياد و خاطره آنها به مناسبت‌هاي مختلف و بلكه در تمام روزهاي سال اقدامي‌ست نكو و پسنديده و واجب.

با ديدن بنر ذيل كه بر سر يكي از ساختمان‌هاي دولتي دامغان نصب شده بود و در آن از شهيد رجايي به عنوان "دكتر رجايي" ياد شده بود ، اين سوال برايم پيش آمد كه مسئولين ما چقدر با شهدا و سيره و عملكرد آنها آشنايي (هرچند مختصر!!!) دارند؟ آيا گراميداشت شهدا در لفظ و كلام و بنر و پوستر...بايد محدود گردد يا با الگو قرار گرفتن شهدا در رفتارها و عملكردهايشان همچون ساده‌زيستي و مردم‌دوستي و خدمت به ملت و ضعفا و ...؟؟؟!!!

لاكن چه خوب است آناني كه دست‌اندركار اين امر هستند و يا پست و مقامي دارند ، بيشتر با زندگينامه شهداي عزيز مانوس و آشنا بشوند تا به جاي اين كه براي بزرگداشت اين گوهرهاي كمياب از القاب و الفاظ رايج در روزگار خودمان، همچو دكتر - مهندس - ....به شكل غير حقيقي استفاده كنند (همچون تعدادي از دارندگان اين القاب كه در دوران فعلي با رانت و زد و بند و .....آن را بدست آورده و بدان مي‌نازند و از آن سوءاستفاده مي‌كنند) ، با سيره و طرز فكر و عمل آن بزرگان ، كه متواضعانه هيچگاه دربند اين القاب و عناوين نبوده‌اند ، آشنا شوند و در عمل با بكار بستن آن رفتارها در محل كار و زندگي ، گامي عملي و بسيار موثر در گرامي داشتن ياد آن ستاره‌هاي درخشان آسمان اين كشور بردارند كه قطعا رضاي خدا و شهدا و مردم را به همراه خواهد داشت.

نوشته شده در چهارشنبه پنجم شهریور 1393ساعت 19:7 توسط شجاعی‌نیا| |

بدون شرح!

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393ساعت 19:15 توسط شجاعی‌نیا| |

خلخالي و كوروش

مرحوم شيخ صادق خلخالي جزوه‌اي با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» علیه کوروش نگاشته بود كه به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منشتر ساخت. (اين نوشته در كتاب خاطرات خلخالي با عنوان "ايام انزوا" كه دنباله‌ي جلد اول خاطراتش هست نيز در صفحه‌ي223 چاپ شده است كه حتي به كوروش لقب "قاطر" هم داده است) در این رساله که برخی آنرا فحشنامه خوانده‌اند کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بی‌بند و باری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانست و برخی مفسرین همچون علامه طباطبایی که وی را مصداق ذوالقرنین دانسته بودند و درباره کوروش نوشته بود«به هر قومی که ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود» را واعظان سلطنت و دربار نام نهاد.!

 وی پیروزی‌های کوروش را نتیجه بخت او و مطالبی که در ستایش وی در تورات آمده‌است را ساخته یهودیان آزاد شده از بابل دانسته ‌است.

سعیدی سیرجانی در كتاب "در آستين مرقع" ادعای لواط کار بودن کوروش توسط خلخالی را ناشی از ناتوانی وی در فهم متون تاریخی و حتی خواندن ادبیات فارسی می‌داند:

" ... دوران سیاهی که به تلقین اجانب و استعمارگران به چیز‌های موهومی از قبیل ایران و تاریخ ایران و حَب وطن و علایق ملی دلبسته بودیم و به‌ نام‌های ننگینی چون کورش و داریوش افتخار می‌کردیم و از سوءاستفاده‌ی دلقکان جشن‌های کذایی خون‌دل می‌خوردیم که چرا نام کورش را دستاویز حرکات جلف خویشتن کرده‌اند؛ و گناهی هم نداشتیم. آخر اثر تحقیقی و روشنگر حضرت آیة‌الله خلخالی به عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» منتشر نشده بود تا بدانیم مؤسس امپراطوری ایران چه تحفه‌ای بوده‌ است و چه عیب بزرگی داشته است. این عبارت را در «تاریخ ایران باستان» پیرنیا خوانده بودیم که «مورخ مذکور [یعنی کتزیاس] گوید: کوروش پسر چوپانی بود از ایل مُرد‌ها که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد»؛ و به علت درک مغرضانه و ذهن منحرف خویش گمان کرده بودیم که کوروش هم مثل بسیاری از سران قبایل و بزن‌بهادر‌های روزگار در آغاز کارش بر کاروان‌ها هجوم می‌برده و راهزنی می‌کرده‌ است، و این را عیب چندانی برای سرداران و جهان‌گشایان آن روزگار نمی‌شمردیم، غافل از این که «راهزنی پیش گرفتن» معنی دیگری دارد که حضرت آیةالله آن را با فکر موشکاف خویش استنباط فرموده‌اند و داخل پرانتزی گذاشته و در صفحه‌ی 27 تألیف منیف خویش آورده‌اند، و اینک عین عبارت حضرتشان:    «مورخ مذکور بنا به نوشته‌ی ایران باستان به قلم آقای مشیرالدوله پیرنیا ص240 می‌گوید که کتزیاس می‌گوید کوروش پسر جوانی بود از اهل «مر» که از شدت احتیاج مجبور گردید راه‌ِ زنی در پیش گیرد ( لواط بدهد)»

 * اگر عبارتی که حضرت آقای خلخالی از کتاب " ايران باستان" نقل فرموده اند با اصلش مختصر تفاوتی دارد و فی المثل ايل مردها شده است اهل مر، و پسر چوپان جايش را به پسر جوان داده است، مبادا، زبانم لال، حمل بر بيدقتی و اشتباه ايشان گردد. حتما منظور " کتزياس" همان پسر جوان بوده که با پيشينه سوء "راه زنی پيش گرفتن" کوروش، به معنی مورد استنباط حضرتشان، مناسب تام و تمامی دارد. اگر غلط کاری و تخليطی صورت گرفته باشد گناهش بر گردن مشيرالدوله است و ناسخان و کاتبان ولنگار تاريخ کتزياس؛. محال است روحانی بزرگواری که نظر صائب و حکم قاطعش بر جان و مال و ناموس مسلمانان رواست در نقل يک جمله، خدای ناخواسته مرتکب دو اشتباه شود...ای خاک بر سر من و امثال من بدبخت‌هایی که ...!!! "

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 10:27 توسط شجاعی‌نیا| |

بازي ايران و آرژانتين باعث شد تا اعتقادم بر چند نظر راسخ‌تر بشه:
1- مديريت خوب و كاردان و كاربلد باتجربه تاثيرش بيش از هر عاملي مي باشد. (كارلوس كيروش كاربلد)
2- در جذب نيرو (اينجا بازيكن) صرفا توانايي‌هاي تخصصي شخص مهم است نه فاكتورهاي گزينشي و منشوري!!!
3- هماهنگي تيم اجرايي در كسب نتيجه و ايجاد همدلي بسيار موثر هست.


*** كاش مسئولين ارشد در چينش نيروهاي اجرايي مملكت ، فارغ از فاكتورهاي گزينشي ، كه بسياري از آنها من‌درآوردي و سليقه‌اي هستن ، از تمامي نيروهاي توانا (در صنعت - اقتصاد - سياست - ...) درسطح ادارات و وزارتخانه‌ها و كارخانه‌ها استفاده كنند كه نتيجه‌ي آن سربلندي و افتخار و پيشرفت كشور و رضايتمندي و اتحاد ملت خواهد بود، همان چيزي كه از كمبود آن به شدت در رنجيم.

نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 10:46 توسط شجاعی‌نیا| |

Design By : Night Melody