سلطان پاپ يا سلطان ابتذال؟؟؟
من نه طرفدار اين آقا بوده ام و نه از آهنگهايش چيزي سردرميآوردم (قابل توجه آنهايي كه ميخواهند انگ بچسبانند!) اما مثل هر خبر مرگ ديگري كه به گوشم ميرسد از شنيدنش ناراحت شدم و يك خاطره از سالهاي خوش دبيرستان كه بنوعي به اين آقا هم كمي ارتباط داشت به يادم آمد:
در اواسط دهه شصت (همان دوراني كه داشتن ويدئو و نگاه كردن به آن ذنب لايغفر بود و مستوجب مجازات و تعذير و بيآبرويي و جريمه و حرف و حديثهايي از اين دست ؛؛ بله يه چيزهايي تو مايه داشتن آنتن ماهواره در این روزها) يك روز بعدازظهر كه به دبيرستان رفتيم يكي از بچهها (كه بابت سوالات عجيب و غريبش در كلاس شيمي از طرف دانشآموزان ملقب به لقب S.R.D. شده بود وعشق عجيبي به هنر و سينما داشت و بعدها دانشگاه زمين شناسي خواند و الان هم در كار فيلم و هنر هست –خلاصه آش شله قلمكاري بود) مجلهايي دردست آمد و با هيجان تمام گفت بياييد ببينيد كه چه عكسهايي تو اين هست. ما هم كنجكاو كه S.R.D. چه چيزي آورده كه اينطور هيجان زده است.
خلاصه با ترس و هيجان رفتيم كلاس و يكي از بچه ها هم كشيك جلوي در ايستاد كه ناظم نياد و بعد از رعايت تمام مسائل امنيتي و فوقامنيتي (كوبيدن سر آنتنهاي كلاس به تاق و فرستادنشان به دنبال نخود سياه) توانستيم S.R.D. را راضي كنيم مجله را بدهد به ما ببينيم.
بله مجله (كه هنوز نامش يادم هست "ماهنامه علمي" بود مجلهايي شبيه دانستنيها و دانشمند و فاراد و... که آنروزها چاپ می شد و مجلاتی بسیار مفید بودند که این روزها متاسفانه کمتر مشابه شان دیده می شود) را كه گرفتيم دهانمان باز ماند كه چطور عكسهايي از خوانندگان مطرح غربي همچون مايكل ماميا و مايكل جكسون و غيره چاپ كرده. (هرچند متن و نوشته مقاله و زيرنويس عكسها در باره محكوم كردن اين جرثومههاي فساد!!!؟؟و تباهي!! بود با عنوان "جنون ابتذال"
تا دقايقي متعجب عكسها را ميديديم و تفسير ميكرديم تا بالاخره دبير آمد و ما هنگام درس هم همچنان ذهنمان درگير آن عكسها بود. (راستي آن شماره، آخرين شماره مجله "علمي" بود و به جرم چاپ همان عكسها توقيف شد!)
و از اينجا بود كه ما هم چشممان به جمال مايكل جكسون روشن شد و آپتوديت شديم و تا مدتها پُزِ ديدن آن عكسها را به بچههايي كه نديده بودن ميداديم و آنها هم با دهان باز و حیرت آمیخته به حسرت گوش می دادن و غبطه می خوردند.
• در همين حد بدانيد كه D از كلمه ديناميت است! (دو حرف ديگه اسم و فاميل طرف هست و شايد راضي نباشه بگم. البته دوستان همكلاس آن روزها كه وبلاگ را بخوانند ميدانند كي را ميگويم)
• از دوستاني هم كه خصوصي و آشكار از بروز نشدن وبلاگ گله و يا بعضا خوشحالي!!! كردهاند هم پوزش ميطلبم.






