از ما به مهربانی یاد آرید
قبل از همه چيز ، يك جرعه سلام ! يك جرعه نگاه ! به سلامتي...!!!ا
" از کرامات شیخ ما این است ، شیره را خورد و گفت شیرین است" در آستانه شروع امتحانات خرداد هستیم و طبیعتا در اکثر جمع های همکاران و حتی خانواده ها که دانش آموز دارند بحث امتحانات و قبولی و تجدیدی و مردودی (که مورد آخر به همت مسئولین و با لطائف الحیل و انواع ترفندها و به مدد طرح های بسیار کارشناسی شده و یکشبه!در حال ریشه کن شدن است!!!) مطرح است. در روزهای گذشته همکاری تعریف می کرد که در جلسه ای شرکت داشتیم که موضوعش ریشه یابی علل مردودی دانش آموزان بود و یکی از مسئولین نسبتا ارشد استان هم حضور داشت که در سخنانی فرمودند: "اکثر مردودی ها از تجدیدی ها هستند."!!!!!!! بله درست حدس زدید ، مصداق ضرب المثل معروف " از کرامات شیخ ما این است ، شیره را خورد و گفت شیرین است" می باشد. ایشان یکی از معماران آموزش و پرورش و تب خال های آموزش و پرورش هستند.! ناگفته نماند موفقیتهای درخشان آموزش و پرورش و ایضا آموزش عالی و دانشگاه ها در بالا بردن کیفیت آموزش و سطح سواد جوانان کشور و دانش آموختگان ، مدیون حضور افراد اینچنینی -که تعدادشان هم کم نیست- در پستهای کلیدی و موثر این مراکز و سازمانهای مسئول در امر آموزش کشور است. اجرشان با..... سال تولید ملی ما چه می کنیم؟ امسال هم به سنت سال های گذشته در ابتدای سال از سوی مقام رهبری نامی برای سال جدید انتخاب گردید " سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی " که الحق اگر به آن صحیح عمل شود حلال بسیاری از معشکلات ماست و البته مسئولیت سنگینی برای مسئولین دارد. نه اینکه مسئولین بنر و اطلاعیه و .... چاپ کنند و صدا و سیما با لحن حماسی آن را مثلا گرامی بدارند و یا با ممنوع کردن ورود بسیاری از کالاهای ضروری خارجی و با کیفیت ، زمینه سوء استفاده تولیدکننده های سودجو را فراهم سازند ، بلکه عملا کاری کنند تا کشور از سطل زباله شدن کشوری مثل چین خلاص شود! چرا دو کارخانه ی بزرگ خودروسازی ما بیشتر قطعات یدکی و حتی لاستیک محصولاتشان چینی است؟ آیا در کشورمان کارخانه تولید تایر اتومبیل نداریم؟؟؟.... و صدها آیای دیگر که شما بهتر می دانید. اما اینجا عکسی را گذاشتم که بیش از یک سال مثل خوره اعصاب من را خورده و عذابم داده است... هر بار به کلاس درس می رفتم با این صحنه روبرو می شدم . تخته پاکن نمدی ساخت چین!!!! واقعا ما به این فلاکت رسیده ایم که تخته پاکن نمدی که کاردستی بچه های ابتدایی سالهای نه چندان دور بوده را باید از چین وارد کنیم؟!!!!!!!!!! و در این مدرسه و کل آموزش و پرورش و سایر ادارات چقدر دارند شعار حمایت از تولید داخلی سر می دهند و در عمل.... کاش .... کاش.... کاش..... خصلتهای جالب ایرانیان باستان از زبان هرودوت
یونانی هرودوت(۴۹۰-۴۲۵ پیش از میلاد)بزرگترین تاریخنگار جهان باستان است که او را
پدر تاریخ نیز دانستهاند. هرچند در نگارش نبردهای ایران و یونان از همزبانان یونانی
خود پشتیبانی میکند، بخش مهمی از تاریخ باشکوه ایران باستان از نوشتههای او یا به
کمک آنها شناخته شده است. شناخت کنونی ما از ملتهای کهن دیگری مانند بابلیها، مصریها،
فینیقیها، نیز تا اندازهی زیادی از نوشتههای او به دست آمده است. به نظر میرسد
او نخستین کسی باشد که واژهی هیستوری را به معنای تاریخ به کار برده استاو درباره
خصلتهای پدران ایرانیمان می نویسد: ایرانیان دروغ را بزرگترین گناه میدانند،
و وامداری را ننگ میشمارند، و میگویند وامداری از اینرو بد و ناپسند است که کسیکه
بدهکار باشد مجبور میشود که دروغ بگوید؛ از اینرو همواره از ننگِ بدهکار شدن میپرهیزند. هرودوت مینویسد که ایرانیان معبد نمیسازند،
برای خدا پیکره و مجسمه نمیسازند. آنها خدای آسمان را عبادت میکنند و میترا و اَناهیتا
و همچنین زمین و آب و آتش را میستایند. ایرانیان بههمسایگان احترام بسیار میگذارند،
هرچه همسایه نزدیکتر باشد بیشتر مورد توجه است و همسایگان دور و دورتر در مراتب پائینتری
از احترام متقابل قرار دارند. ایرانیان هیچگاه در حضور دیگران آب دهان
نمیاندارند و این کار را بیادبی بهدیگران تلقی میکنند؛ آنها هیچگاه در حضور دیگران
پیشاب نمیکنند و این عمل نزد آنها از منهیات مؤکد است. آنها هیچگاه در آبِ رودخانه
پیشاب نمیکنند و جسم ناپاک در آب جاری نمیاندازند؛ و اینها را از آنرو که سبب آلوده
شدن آب جاری میشود گناه میشمارند. در میگساری تعادل را مراعات میکنند و هیچگاه
چنان زیادهروی نمیکنند که مجبور شوند استفراغ کنند یا عقلشان را از دست بدهند. ایرانیان روز تولدشان را بسیار بزرگ میشمارند
و در آن روز مهمانی و جشن برپا میکنند و سفرههای گوناگون میکشند، گاو و گوسفند سرمیبرند
و گوشت آنها را در میان دیگران بخش میکنند. امروزه تا چه حد توصيفات هرودوت در بارهي ما صادق است؟؟؟ هنوز ما را ‹‹ اهليت گفت ›› نيست كاشكي ‹‹ اهليت شنودن ›› بودي تمامْگفتن ميبايد ، و تمامْشنودن! بر دلها ، مُهر است بر زبانها ، مُهر است و بر گوشها ، مُهر است... شمس تبريزي حکایت طرف و یارمهربان!! طرف = من ، تو ، او ، یکی از همین مردم طرف می ره داروخانه ، دکتر داروهایش را که آماده می کند در یک کیسه فریزر! نازک می گذارد می دهد دستش -۱۵۶۵۰ تومن - پول را تمام و کمال می دهد بدون چانه زدن (چون بی فایده است) می آید بیرون کیسه پاره می شود و داروها می ریزد روی زمین و ۲ تا شیشه شربت می شکند... طرف می رود بقالی (سوپری!!!) مایع ظرفشویی می گیرد - ۹۸۰ تومان - پول را کامل می دهد ، چانه نمی زند (چون بی فایده است نرخ روی مایع همین است) بدون کیسه پلاستیک دستش می گیرد می آید بیرون.... طرف می رود کتابفروشی کتاب انتخاب می کند -قیمت روی جلد ۳۵۰۰ تومان- طرف: چقدر گران!!! ۳۰۰۰تومان میگذارد روی میز!!! آقا یک پلاستیک خوب هم بدهید! اشانتیون نداره؟؟!!!!!!!!!!! ***........ راست می گفت یک کتابفروش که : درآمد سال گذشته مان ، پدرمان بود!!!! من یار مهربانم، اما كمی گرانم حال من بر حول خط تو اگر حوّل شود... آنگهم عيد است تا روز قيامت عيد باد! متن ذیل ایمیلی است که به دستم رسید. بواسطه نوع مطلب ، آن را بدون شرح اضافی می خوانیم: در راستای افزایش قدر و منزلت کارمندان تسهیلات ویژه نوروزی در جهت رفاه کارمندان گرامی (با اولویت خاص برای فرهنگیان عزیز!) تو را یک سخن بگویم: این مردمان به "نفاق" خوش دل می شوند و به "راستی" غمگین می شوند! او را گفتم: مرد بزرگی و در عصر یگانه ای! خوش دل شد و دست من گرفت و گفت: مشتاق تو بودم ، و مقصر بودم! و پارسال با او راستی گفتم ، خصم من شد و دشمن شد. عجب نیست این؟! با مردمان با نفاق می باید زیست ، تا در میان ایشان ، با ایشان خوش باشی! راستی آغاز کردی؟؟ به کوه و بیابان باید رفت! شمس تبریزی تعدادي از دوستان حضوري و كامنتي در بارهي يكي از پستهايم اعتراضهايي داشتند كه جوابهايي هم خدمتشان عرض كردم. اين هم مطلب ديگري در راستاي پاسخهايم تقديم به دوستان گرامي:


چون جنس باد كرده در دست ناشرانم
دركل به قول ایشان كم سود و پر زیانم
من گرچه اهل ایران این ملك شاعرانم
زیر هزار نسخه باشد شمارگانم
مانند حال زائو در وقت زایمانم
یا لنگ فیلم و زینكم یا گیر این و آنم
گیرم اگر مجوز من یار پند دانم
یك روز رفتم ارشاد با این قد كمانم
گفتم بده مجوز ای راحت روانم
گفتا تو را برادر یك سال می دوانم
در تو عقایدم را با زور می چپانم
از حرفهای او سوخت تا مغز استخوانم
من یك كتاب خوبم عشق است ترجمانم
نه عامل خلافم نی در پی مكانم!
محبوب اهل فكرم منفور طالبانم
فعال در مسیر آزادی بیانم
خواننده گر كوزت شد من ژانوالژان آنم!
من وارث پاپیروس از مصر باستانم
هم خبره در سیاست هم اقتصاد دانم
بسیار حرف دارم با آنكه بی زبانم
شاگرد فابریكِ جبار باغچه بانم
درد دلم شنیدی؟ حالا بخر بخوانم
از بسكه شعر گفتم كف كرد این دهانم


گمنامی تنها برای شهرت پرستان دردآور است وگرنه تمام اَجرها در گمنامی است.
شهید سید مرتضی آوینی
| Design By : Night Melody |


