از ما به مهربانی یاد آرید

قبل از همه چيز ، يك جرعه سلام ! يك جرعه نگاه ! به سلامتي...!!!ا

زنده نه آن است که جانی دروست
اوست که از عشق نشانی در اوست

جان که نه عشقش بود آن بازی است
عشق نه بازی است که جانبازی است

امیرخسرو دهلوی

نوشته شده در پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 9:54 توسط شجاعی نیا| |

ما سینه زدیم و بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند


ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس، شهدا را چیدند

 

میلاد عرفان پور

نوشته شده در جمعه دوازدهم تیر ۱۳۹۴ساعت 18:53 توسط شجاعی نیا| |

بعد از نزديك به دو ماه كه مشكلات پيش آمده در بلاگفا اجازه قرار دادن مطلب به ما نمي داد ، ظاهرا مشكل برطرف شده و به زودي در خدمت دوستان خواهيم بود.

البته بيش از يكسال و نيم از آرشيو مطالب وبلاگ پاك شده است!!!

نوشته شده در شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ساعت 11:32 توسط شجاعی نیا| |

به راستي "كجايند مردان بي ادعا"......!!!

نوشته شده در شنبه بیست و نهم فروردین ۱۳۹۴ساعت 17:37 توسط شجاعی نیا| |

نوروز 

و انتهای این قصه سرد وسفید همیشه سبز خواهد بود.

تا رسیدن سال نو تنها یک سلام خورشید باقیست...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و هشتم اسفند ۱۳۹۳ساعت 11:13 توسط شجاعی نیا| |

آيا شما مي دانيد چرا؟؟؟!

چطوريه كه دولت براي كارگران حداقل دو برج حقوق (بيش از يك ميليون و دويست هزار تومان) و حداكثر سه برج حقوق تعيين مي كنه
ولي براي كارمندا 603هزار تومان!!!!!

نكنه اون چون از جيب كارفرماست ، حاتم طايي ميشه و اين يكي را بايد خودش بده بحث صرفه جويي و شرايط شعب ابي‌طالب يادش مي‌ياد؟؟؟؟!!!
(البته اين حكايت همه‌ي دولتهاي قبلي هم هست)

نوشته شده در دوشنبه بیستم بهمن ۱۳۹۳ساعت 19:18 توسط شجاعی نیا| |

كجايند مردان بي ادعا....

وﻗﺘﯽ تو جبهه ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﻣﺮﺩﻣﯽ ﺭﺍ ﺑﺎﺯ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﺩﺭ ﻧﺎﯾﻠﻮﻥ ﺭﻭ ﺑﺎﺯﮐﺮﺩﻡ ﺩﯾﺪﻡ ﮐﻪ ﻭﺍﻗﻌﺎ ﯾﮏ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯿﻪ ﮐﻤﭙﻮﺗﻪ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻠﺶ ﯾﮏ ﻧﺎﻣﻪ ﺍﺳﺖ، ﻧﻮﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩ:
ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺳﻼﻡ، ﻣﻦ ﯾﮏ ﺩﺍﻧﺶ ﺁﻣﻮﺯ ﺩﺑﺴﺘﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻢ. ﺧﺎﻧﻢ ﻣﻌﻠﻢ ﮔﻔﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﻤﮏ ﺑﻪ ﺭﺯﻣﻨﺪﮔﺎﻥ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎﯼ ﺣﻖ ﻋﻠﯿﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﻧﻔﺮﯼ ﯾﮏ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﻔﺮﺳﺘﯿﻢ. ﺑﺎ ﻣﺎﺩﺭﻡ ﺭﻓﺘﻢ ﺍﺯ ﻣﻐﺎﺯﻩ ﺑﻘﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺑﺨﺮﻡ. ﻗﯿﻤﺖ ﻫﺮ ﮐﺪﺍﻡ ﺍﺯ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﻫﺎ ﺭﻭ ﭘﺮﺳﯿﺪﻡ، ﺍﻣﺎ ﻗﯿﻤﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﯿﻠﯽ ﮔﺮﺍﻥ ﺑﻮﺩ، ﺣﺘﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﮔﻼﺑﯽ ﮐﻪ ﻗﯿﻤﺘﺶ 25 ﺗﻮﻣﺎﻥ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺍﺭﺯﺍﻥ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ﺭﺍ ﻧﻤﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺨﺮﻡ.
ﺁﺧﺮ ﭘﻮﻝ ﻣﺎ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺳﯿﺮﮐﺮﺩﻥ ﺷﮑﻢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﻫﻢ ﻧﯿﺴﺖ. ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﮔﺸﺖ ﮐﻨﺎﺭﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻤﭙﻮﺕ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻡ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﭼﻨﺪ ﺑﺎﺭ ﺑﺎ ﺩﻗﺖ ﺍﻥ ﺭﺍ ﺷﺴﺘﻢ ﺗﺎ ﺗﻤﯿﺰﺗﻤﯿﺰﺷﺪ. ﺣﺎﻻﯾﮏ ﺧﻮﺍﻫﺶ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﺩﺍﺭﻡ، ﻫﺮﻭﻗﺖ ﮐﻪ ﺗﺸﻨﻪ ﺷﺪﯾﺪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﺁﺏ ﺑﺨﻮﺭﯾﺪ ﺗﺎﻣﻦ ﻫﻢ ﺧﻮﺷﺤﺎﻝ ﺑﺸﻮﻡ ﻭ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ﮐﻪ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﻫﺎ ﮐﻤﮑﯽ ﮐﻨﻢ.
ﺑﭽﻪ ﻫﺎﺗﻮ ﺳﻨﮕﺮﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺁﺏ ﺗﻮﯼ ﺍﯾﻦ ﻗﻮﻃﯽ ﻧﻮﺑﺖ ﻣﯽﮔﺮﻓﺘﻨﺪ، ﺁﺏ ﺧﻮﺭﺩﻧﯽ ﮐﻪ ﻫﻤﺮﺍﻫﺶ ﺭﯾﺨﺘﻦ ﭼﻨﺪ ﻗﻄﺮﻩ ﺍﺷﮏ ﺑﻮﺩ...

"شهيد حسين خرازي"

شرمشان باد، کسانی، که با اختلاس، دزدی و رانت خواری به خون و راه شهیدان خیانت کردند و می کنند.،،، ‌

نوشته شده در چهارشنبه پانزدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 20:46 توسط شجاعی نیا| |

طب سنتی، دست‌آویز اهالی شبه‌علم

یادداشتی از دکتر کیارش آرامش، محقق انستیتو سلامت امریکا (یکی از مشهورترین مراکز تحقیقات پزشکی جهان):

برخی از اهالی شبه‌علم از نام “طب سنتی” یک سوءاستفاده‌ی رندانه می‌کنند:

طوری جلوه می‌دهند که انگار دو نوع طب وجود دارد: طب مدرن و طب سنتی. و گویی که هر کدام از این دو نوع طب، مبانی و اصول و نظریه‌ها و روش‌های خود را دارند و برخی بیماری‌ها را این بهتر درمان می‌کند و برخی دیگر را آن!

این ادعا به کلی نادرست است. واقعیت این است که تنها یک طب و پزشکی معتبر وجود دارد که به کار بستن آن از نظر اخلاقی روا و مجاز است: طب مبتنی بر شواهد (Evidence-based Medicine) که البته محصول دوران مدرن است.

بگذارید چند مثال بزنم:

آیا می‌توان دو جور “جغرافی” را تصور کرد؟ جغرافی مدرن (یعنی همین نقشه‌ها و دانشی که محصول ماهواره‌ها و GPS و خلاصه علم و فن‌آوری جدید است) و جغرافی سنتی (یعنی جغرافی مبتنی بر نقشه‌های قدیمی که در موزه‌ها موجودند). آیا کسی می‌تواند در کنار دانشکده‌ی جغرافی مدرن، یک دانشکده‌ی جغرافی سنتی تاسیس کند و در آن به جای فن‌آوری جدید از نقشه‌ها و کتاب‌های جغرافی سنتی استفاده کند و آدم‍ها – و ماشین‌ها و شرکت‌های هواپیمایی و کشتیرانی – هم اختیار داشته باشند که برای انتخاب مسیر خود یکی از دو روش فوق را انتخاب کنند؟
آیا می‌توان دو جور ستاره شناسی تصور کرد و دو جور دانشکده تاسیس کرد که در یکی علم ستاره‌شناسی مدرن درس داده شود و در دیگری گفته شود که زمین صاف است و روی شاخ گاو است و گاو روی ماهی است و بالای سر ما هم هفت طبقه آسمان است و ….؟ و آن‌وقت به صنایع فضاپیمایی گفت که می‌توانید در محاسبات خود از علم ستاره‌شناسی سنتی استفاده کنید که دانشمندان بزرگی چون بطلمیوس آن را پدید آورده‌اند.

آیا می‌توان دو جور شیمی تصور کرد؟ شیمی مدرن و شیمی سنتی که عالم را متشکل از چهار عنصر غیر قابل تجزیه‌ی باد و خاک و آب و آتش می‌داند؟ و عده‌ای را به دانشکده‌ی شیمی سنتی فرستاد تا محصولاتی را بر اساس علم کیمیای سنتی تهیه کنند؟

در تمامی فرض‌های فوق، خواننده‌ی دانا با لبخند خواهد گفت که نه! ما یک علم معتبر و به روز داریم. شیمی و ستاره‌شناسی و جغرافیای سنتی، تنها به “تاریخ علم” تعلق دارند.

حالا اجازه بدهید یک سوال بپرسم: آیا جغرافی/ستاره‌شناسی/شیمی سنتی یکسره نادرست بود و هیچ فایدهای نداشت؟

پاسخ منفی است. آن علوم بخش‌های درستی هم داشتند که علم مدرن آن‌ها را پذیرفته و در خود جای داده است. البته آن علوم در زمان خود فایده‌هایی هم داشتند. راه و چاه را نشان می‌دادند و حتی خسوف و کسوف را پیش‌بینی می‌کردند. اما هرگز با فایده‌ها و دقت و صحت علم مدرن قابل مقایسه نیستند.

همین معنا در مورد پزشکی هم صادق است. ما یک پزشکی معتبر داریم و تنها همین پزشکی است که اخلاقاً حق استفاده و تجویز آن را داریم: پزشکی مبتنی بر شواهد. آن چه که تحت عنوان طب سنتی خوانده می‌شود بخشی از تاریخ پزشکی است که البته در زمان خود جالب توجه بوده است و برخی از بیماران را درمان می‌کرده است و البته سرشار از تئوری‌های نادرست و خنده دار هم بوده است. مثلاً فیزیولوژی و آناتومی سرشار از اشکالی که گردش خون را هنوز کشف نکرده است و رگ‌ها را جای عبور هوا می‌داند و قلب را سه بطنه و جگر را محل بخشی از عواطف و مغز را جای خنک شدن خون به شمار می‌آورد. نیز تئوری مزاجی که بر شیمی چهارعنصری مبتنی است و همانند همان شیمی و همانند هیات بطلمیوسی سال‌هاست که منسوخ شده و به تاریخ طب پیوسته است.

البته برخی از داروها و روش‌های درمانی سنتی را می‌توان از محک آزمون گذراند و وارد طب مدرن کرد. اما در این صورت دیگر جزئی از طب مدرن به حساب خواهند آمد.

درست است که همچنان برخی با مراجعه به طب سنتی به درست – یا غالبا به غلط و در اثر تلقین یا اثر دارونما یا سیر طبیعی بهبود بیماری – احساس می‌کنند که حالشان بهتر شده است. اما این هرگز با دستاوردهای طب مدرن که –به جای روایت های شخصی و تاثیر پذیر – مبتنی بر تجربه‌ی روشمند و علمی است، قابل مقایسه نیست. بنابراین قائل بودن به دوگانه‌ی پزشکی مدرن/سنتی یک خطای جدی است.

ما یک علم پزشکی داریم که معتبر است و اخلاقا باید برای بیماران مورد استفاده قرار دهیم و البته در کنارش، تاریخ علم را داریم که قابل مطالعه – و نه کاربرد- است اما برخی از اجزای آن هنور معتبرند به همین علت وارد طب مدرن شده‌اند.

و همینطور انواع “شبه علم” را داریم که سعی می‌کنند با تظاهر به علم بودن، مردم و بیماران را به سوی خود جذب کنند. این شبه علم ها به علت مبتنی بودن بر مبانی نظری نادرست و استفاده از روش‌های گاه خطرناک و غالبا بی‌فایده، منسوخ‌اند و استفاده از آن‌ها برای بیماران یا دلالت بیماران به سوی استفاده از آن‌ها غیراخلاقی است.

http://www.gomaneh.com

نوشته شده در یکشنبه دوازدهم بهمن ۱۳۹۳ساعت 17:28 توسط شجاعی نیا| |

بيت‌المال يا بيت‌الحال!!!

چند وقت پیش یکی ﺍﺯ ﺑﯿﺖ‌ﺍﻟﻤﺎﻝ ﺳﻪ ﻫﺰﺍﺭ میلیارد و اون یکی دوازده هزار ﻣﯿﻠﯿﺎﺭﺩ تومن ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺭﻓﺖ ؛ و ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ!!!
سی ﺳﺎﻝ ﭘﯿﺶ ، ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪاﻥ ﻣﯿﻦ ، ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﻣﻌﺒﺮ ﺑﺎﺯ ﻛﻨﻨﺪ ؛ یکی شون ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻡ ﻛﻪ ﺭﻓﺖ ﺑﺮﮔﺸﺖ ، بقیه ﻓﻜﺮ ﻛﺮﺩند ترسیده !!
ﭘﻮﺗﯿﻦ‌ﻫﺎﺵ ﺭﻭ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : « ﺗﺎﺯﻩ ﺍﺯ ﺗﺪﺍﺭﻛﺎﺕ ﮔﺮﻓﺘﻢ ؛ ﺑﯿﺖ ﺍﻟﻤﺎﻟﻪ» ﺑﻌﺪ ﭘﺎﺑﺮﻫﻨﻪ ﺭﻓﺖ ﻭ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﺮﻧﮕﺸﺖ!!!

نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم دی ۱۳۹۳ساعت 18:15 توسط شجاعی نیا| |

آپارتاید کارمندی!!!

این آپارتاید هم حکایتهای جالبی در جهان دارد. یادگاری است از مبارزات ضد تبعیض نژادی در آفریقای جنوبی َ که هر جا  می خواهند تبعیض را به بهترین وجه توصیف کنند این کلمه را با یک پسوند می آورند. مثلا آپارتاید اتمی (که این روزها ما در باره آژانس انرژی اتمی بکار می بریم) – آپارتاید نژادی – آپارتاید جنسی - ....

اما آنچه که بنظر می آید از همه به واقعیت نزدیکتر است و موردی است ملموس و عینی , آپارتاید کارمندی است!!!

بله این آپارتاید کارمندی فقط یک لغت نیست بلکه واقعيتي است که متاسفانه سالیان سال است در کشور ما جا افتاده و نهادینه شده است.

هنگامی که بعضی کارمندان از مزایای درمان صد درصد رایگان و پاداشهای مختلف , هدایای ویژه ,  وامهای کم بهره , کمک هزینه تحصیل فرزند دانش آموز و دانشجو , و .... پاداش دهه فجر – پاداش آخر سال – پاداش ماه رمضان -....عناوین دیگر برخوردارند و طرف دیگر فرهنگیانی که حتی از یکی از این مزایا هم بهره ای نبرده اند , آیا جز کلمه آپارتاید کارمندی می تواند توصیف کننده این بی عدالتی باشد؟

اخيرا هم كه افزايش مزاياي فوق‌العاده شغل كارمندان كه معلمان از آن بي نصيب مانده اند!

نوشته شده در چهارشنبه دهم دی ۱۳۹۳ساعت 10:59 توسط شجاعی نیا| |

Design By : Night Melody