از ما به مهربانی یاد آرید

قبل از همه چيز ، يك جرعه سلام ! يك جرعه نگاه ! به سلامتي...!!!ا

خلخالي و كوروش

مرحوم شيخ صادق خلخالي جزوه‌اي با عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» علیه کوروش نگاشته بود كه به مناسبت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله در ۵۷ صفحه منشتر ساخت. (اين نوشته در كتاب خاطرات خلخالي با عنوان "ايام انزوا" كه دنباله‌ي جلد اول خاطراتش هست نيز در صفحه‌ي223 چاپ شده است كه حتي به كوروش لقب "قاطر" هم داده است) در این رساله که برخی آنرا فحشنامه خوانده‌اند کوروش را «سفاک و خونریز» نامید و به لواط و بی‌بند و باری متهم کرد و طرح عظمت او در ایران را سیاستی استعماری و توطئه یهود دانست و برخی مفسرین همچون علامه طباطبایی که وی را مصداق ذوالقرنین دانسته بودند و درباره کوروش نوشته بود«به هر قومی که ظفر پیدا می‌کرد، از مجرمان ایشان می‌گذشت و عفو می‌نمود و بزرگان و کریمان هر قومی را اکرام و ضعفای ایشان را ترحم و مفسدان و خائنان را سیاست می‌نمود» را واعظان سلطنت و دربار نام نهاد.!

 وی پیروزی‌های کوروش را نتیجه بخت او و مطالبی که در ستایش وی در تورات آمده‌است را ساخته یهودیان آزاد شده از بابل دانسته ‌است.

سعیدی سیرجانی در كتاب "در آستين مرقع" ادعای لواط کار بودن کوروش توسط خلخالی را ناشی از ناتوانی وی در فهم متون تاریخی و حتی خواندن ادبیات فارسی می‌داند:

" ... دوران سیاهی که به تلقین اجانب و استعمارگران به چیز‌های موهومی از قبیل ایران و تاریخ ایران و حَب وطن و علایق ملی دلبسته بودیم و به‌ نام‌های ننگینی چون کورش و داریوش افتخار می‌کردیم و از سوءاستفاده‌ی دلقکان جشن‌های کذایی خون‌دل می‌خوردیم که چرا نام کورش را دستاویز حرکات جلف خویشتن کرده‌اند؛ و گناهی هم نداشتیم. آخر اثر تحقیقی و روشنگر حضرت آیة‌الله خلخالی به عنوان «کوروش دروغین و جنایتکار» منتشر نشده بود تا بدانیم مؤسس امپراطوری ایران چه تحفه‌ای بوده‌ است و چه عیب بزرگی داشته است. این عبارت را در «تاریخ ایران باستان» پیرنیا خوانده بودیم که «مورخ مذکور [یعنی کتزیاس] گوید: کوروش پسر چوپانی بود از ایل مُرد‌ها که از شدت احتیاج مجبور گردید راهزنی پیش گیرد»؛ و به علت درک مغرضانه و ذهن منحرف خویش گمان کرده بودیم که کوروش هم مثل بسیاری از سران قبایل و بزن‌بهادر‌های روزگار در آغاز کارش بر کاروان‌ها هجوم می‌برده و راهزنی می‌کرده‌ است، و این را عیب چندانی برای سرداران و جهان‌گشایان آن روزگار نمی‌شمردیم، غافل از این که «راهزنی پیش گرفتن» معنی دیگری دارد که حضرت آیةالله آن را با فکر موشکاف خویش استنباط فرموده‌اند و داخل پرانتزی گذاشته و در صفحه‌ی 27 تألیف منیف خویش آورده‌اند، و اینک عین عبارت حضرتشان:    «مورخ مذکور بنا به نوشته‌ی ایران باستان به قلم آقای مشیرالدوله پیرنیا ص240 می‌گوید که کتزیاس می‌گوید کوروش پسر جوانی بود از اهل «مر» که از شدت احتیاج مجبور گردید راه‌ِ زنی در پیش گیرد ( لواط بدهد)»

 * اگر عبارتی که حضرت آقای خلخالی از کتاب " ايران باستان" نقل فرموده اند با اصلش مختصر تفاوتی دارد و فی المثل ايل مردها شده است اهل مر، و پسر چوپان جايش را به پسر جوان داده است، مبادا، زبانم لال، حمل بر بيدقتی و اشتباه ايشان گردد. حتما منظور " کتزياس" همان پسر جوان بوده که با پيشينه سوء "راه زنی پيش گرفتن" کوروش، به معنی مورد استنباط حضرتشان، مناسب تام و تمامی دارد. اگر غلط کاری و تخليطی صورت گرفته باشد گناهش بر گردن مشيرالدوله است و ناسخان و کاتبان ولنگار تاريخ کتزياس؛. محال است روحانی بزرگواری که نظر صائب و حکم قاطعش بر جان و مال و ناموس مسلمانان رواست در نقل يک جمله، خدای ناخواسته مرتکب دو اشتباه شود...ای خاک بر سر من و امثال من بدبخت‌هایی که ...!!! "

نوشته شده در پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 10:27 توسط شجاعی‌نیا| |

بازي ايران و آرژانتين باعث شد تا اعتقادم بر چند نظر راسخ‌تر بشه:
1- مديريت خوب و كاردان و كاربلد باتجربه تاثيرش بيش از هر عاملي مي باشد. (كارلوس كيروش كاربلد)
2- در جذب نيرو (اينجا بازيكن) صرفا توانايي‌هاي تخصصي شخص مهم است نه فاكتورهاي گزينشي و منشوري!!!
3- هماهنگي تيم اجرايي در كسب نتيجه و ايجاد همدلي بسيار موثر هست.


*** كاش مسئولين ارشد در چينش نيروهاي اجرايي مملكت ، فارغ از فاكتورهاي گزينشي ، كه بسياري از آنها من‌درآوردي و سليقه‌اي هستن ، از تمامي نيروهاي توانا (در صنعت - اقتصاد - سياست - ...) درسطح ادارات و وزارتخانه‌ها و كارخانه‌ها استفاده كنند كه نتيجه‌ي آن سربلندي و افتخار و پيشرفت كشور و رضايتمندي و اتحاد ملت خواهد بود، همان چيزي كه از كمبود آن به شدت در رنجيم.

نوشته شده در یکشنبه یکم تیر 1393ساعت 10:46 توسط شجاعی‌نیا| |

به مناسبت 29خرداد سالروز درگذشت دكتر علي شريعتي

عامل استحمار بزرگترين مصيبت و قوي‌ترين قدرتي است كه هرگز در طول تاريخ، به قدرت امروز نيامده است. (استحمار مي‌دانيد يعني چه؟ يعني خر كردن مردم – از ريشه حمار است به معني خر!)

استحمار در گذشته فقط نبوغ استحمارگران بود و ذوقشان و تجربه شان. امروز علم به کمکش آمده، همه وسایل ارتباط جمعی ، رادیو و تلویزیون و تعلیم و تربیت و مطبوعات و شرق و غرب و ترجمه و تئاتر و ... به کمکش آمده، روانشناسی علمی، جامعه شناسی فنی، روانشناسی سیاسی، روانشناسی تعلیم و تربیت به کمکش آمده است. استحمار کردن تکنیکی شده، فنی شده و مجهز به علم شده ! این است که شناختنش هم به همان اندازه مشکل شده. ملاک: " خود آگاهی انسانی " و " خود آگاهی اجتماعی ".

هر مسئله ای که من مطرح کردم، اگر مساله علمی بسیار بزرگی بود، اگر مساله فلسفی بود، اگر مساله تکنیکی بود، اگر حتی مساله پیشرفت جامعه و زندگی بود اما خود آگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی نداشت، دعوتی است شوم و فریبنده و دروغین و در پایان به بردگی و ذلت افتادن و به استحمار دچار شدن وبه یک نوع خواب مغناطیسی مدرن فرو رفتن! چه فرق می کند برده‌ی مدرن بودن یا برده‌ی قدیمی بودن؟ کنیز مدرن بودن یا کنیز قدیمی بودن؟ فرقی ندارد، فقط تعارفات فرق می کند. آن یکی می گوید ضعیفه، این یکی هم می گوید لطیفه و هر دو به معنی آدم نیستی!

بنابراین استحمار یعنی؛ انحراف ذهن آدم، آگاهی و شعور آدم، جهت آدم (چه فرد چه جامعه) از خودآگاهی انسانی و خود آگاهی اجتماعی. هر عاملی که این دو آگاهی را منحرف کند، یا فردی را، نسلی را و جامعه ای را، از این دو خودآگاهی دور کند، آن عامل، عامل استحمار است ولو مقدس‌ترین عامل‌ها باشد و هر اشتغالی جز این دو اشتغال و پرداختن به هر چیزی جز پرداختن به این دو خود آگاهی یا آنچه در مسیر این دو خودآگاهی است؛ دچار خواب خرگوشی شدن، دچار بردگی شدن، قربانی قدرت دشمن و به استحمار مطلق در آمدن است ولو هم دعوت و پرداختن به یک چیز مقدس باشد و بدبختی ما (که نمی توانیم تشخیص بدهیم) این است که برای اغفال ذهن از آنچه باید بدان اندیشید غالباً ما را دعوت می کنند که به چیزهایی بسیار مترقی و عظیم و آبرومند و حتی بسیار سعادت بخش بیاندیشیم و این است که گول زننده می شود و متوجهش نمی شویم.

بدین سبب است که در جایی گفته ام : " اگر در صحنه نیستی هر کجا خواهی باش " . هدف این است که در صحنه نباشی، هر کجا که خواهی باش و اگر در آنجا که باید شاهد باشی و حاضر اما نیستی، هر کجا که خواهی باش. چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی، هر دو یکی است.

برای استحمار کردن همیشه تو را به زشتی‌ها دعوت نمی کنند که نفرت زشتی ها تو را فراری بدهد و متوجه آنجایی بکند که باید به آنجا متوجه بشوی. بر حسب " تیپ" تو، دعوتت را انتخاب می کنند، گاه تو را دعوت می کنند به زیبایی ها.

برای کشتن یک حق بزرگ، حق یک جامعه، یک انسان، گاه دعوتت می کنند که سرگرم یک حق دیگر باشی و به کمک یک حق، حق دیگر را می کشند. و وقتی در خانه حریقی در گرفته است دعوت آن کس که تو را به نماز و دعا با خداوند می خواند، دعوت یک خیانتکار است تا چه رسد بکار دیگر؛ هر گونه توجه دادن به هر چیزی در آنجا (هر چیز مقدس و غیر مقدس) به جز توجه دادن به خاموش کردن حریق، توجهی است استحمارگرانه و اگر تو توجه بکنی، استحمار شده ای ولو با خداوند خودت صحبت کنی، ولو به نماز ایستاده باشی، ولو مشغول مطالعه بهترین آثار علمی و ادبی بشوی یا مشغول یک کشف بزرگ علمی ! هر کاری که بکنی و" طرف " سرت را به هر چیز که گرم کرد تو را دچار استحمار کرده، دیگر رفته‌ای !

دكتر  علي شريعتي (كتاب خودآگاهي و استحمار)

نوشته شده در سه شنبه بیست و هفتم خرداد 1393ساعت 11:14 توسط شجاعی‌نیا| |

خدا قوّت

انصاف حكم مي‌كند كه كه از كنار اين خبر مهم نبايد ساده گذشت.
حداقل يك تشكر و خسته نباشيد بايد گفت. همانطور كه اگر اشكالي ديده مي‌شه ، با نيت رفع آن ، بيان مي‌شه - كارهاي مثبت و بعضا بدون سر و صدا و ادعا را نيز بايد جست و قدردانشان بود.
اونايي كه كمپين‌ساز براي هر چيز با ربط و بي ربطي هستن ، كاش منصفانه به همه‌ي وقايع نگاه كنند.كه اگر نبود تلاش‌هايي همچون خبر ذيل ، چه بسا الان ايران به جاي عراق جولانگاه دار و دسته‌ي خوارجي داعش شده بود.

معاون وزیر اطلاعات گفت: 30 نفر از عناصر مرتبط با القاعده طی یک ماه گذشته توسط کارکنان این وزارتخانه در سطح کشور دستگیر شدند.
http://www.asriran.com/fa/news/340432/وزارت-اطلاعات-دستگیری-30-نفر-مرتبط-با-داعش-در-ایران

نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم خرداد 1393ساعت 11:3 توسط شجاعی‌نیا| |

شيب ملايم افزايش قيمت در سازمان چاپ كتاب‌هاي درسي!!!

شيوه و نوع همراهي بعضي از مديران و مسئولين در همراهي با دولت اعتدال جاي حرف دارد!!!

نوشته شده در شنبه دهم خرداد 1393ساعت 18:53 توسط شجاعی‌نیا| |

...از پاي فتاده سرنگون بايد رفت...

مردان بي ادعا

 

كاش همه باور داشتيم اين خون‌ها و اين خاك حرمت دارد ، سوءاستفاده ممنوع

نوشته شده در شنبه سوم خرداد 1393ساعت 12:46 توسط شجاعی‌نیا| |

نوشته شده در جمعه دوازدهم اردیبهشت 1393ساعت 19:38 توسط شجاعی‌نیا| |



عكسي از چند سال پيش

نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اردیبهشت 1393ساعت 10:12 توسط شجاعی‌نیا| |

بلور؟؟!!!

ديروز از بيكاري پاي تلويزيون يله داده بودم و مستند كانال 4 را تماشا مي‌كردم كه يك زيرنويس مسابقه‌ي شبكه قرآن آمد با اين سوال تستي:

در بهشت جنس جامهاي بلورين در دست فرشتگان از چيست؟

1- طلا      2-نقره      3-هردو

در يك آن از خودم خجالت كشيدم كه كه چرا تا حالا اگر مي‌شنيدم جام بلورين ، هيچگاه نمي‌دانستم كه بلور نوعي فلز قيمتي است!!! و اينكه جنس جام‌هاي در دست فرشتگان را نمي‌دانم! و اين كه....

اي خاك بر سرم كه اينقدر نادانم...!!!!

ممنونم عزت‌الله‌خان ضرغامي كه من را از خواب غفلت بيدار كردي....ممنون


فرهنگ فارسي معين:

بُلور: قسمي شيشه كه از تركيب سيليكات دوپتاسيم ساخته مي‌شود.

نوشته شده در شنبه نهم فروردین 1393ساعت 10:44 توسط شجاعی‌نیا| |



دوباره آمدست از هزارها٬

صدای دلنواز نوبهارها٬

کنون که می‌زند درون دیده‌ام، سپیدهٔ زوال عسرت و گذشت پارها٬

طلب کنم هزار عیدی از خدا، خدایگان پاک نوبهارها و یارها٬

طلب کنم نشاط و شادی و گل و سلام‌های خارج از شمارها...

نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم اسفند 1392ساعت 18:52 توسط شجاعی‌نیا| |

Design By : Night Melody